Âme Littéraire
Kanalga Telegram’da o‘tish
اینجا ممدو میشناسین https://t.me/HarfChatBot?start=cbd177d652de
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 683
Obunachilar
-2724 soatlar
+5967 kun
+1 40630 kun
Postlar arxiv
1 679
تا در طلب گوهر کانی کانی
تا در هوس لقمهٔ نانی نانی
این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی
هر چیز که در جستن آنی آنی
مولانا
1 679
گفتی بیا،گفتم کجا ؟ گفتی میان جان ما
گفتی مروگفتم چرا؟ گفتی که میخواهم تورا
گفتی که وصلت میدهم.جام الستت میدهم
گفتم مرا درمان بده گفتی چو رستی میدهم
گفتی پیاله نوش کن. غم در دلت خاموش کن
گفتم مرامستی دهی،با باده ای هستی دهی
گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنم
گفتم چگونه از کجا؟ گفتی که تا گفتی خودآ
گفتی که درمانت دهم. بر هجر پایانت دهم
گفتم کجا،کی خواهد این؟گفتی صبوری باید این
گفتی تویی دردانه ام. تنها میان خانه ام
مارا ببین،خود را مبین درعاشقی یکدانه ام
گفتی بیا. گفتم کجا. گفتی در آغوش بقا
گفتی ببین.گفتم چه را؟گفتی خدارا در خود آ
مولانا
1 679
نردبان این جهان ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست
مولانا
1 679
Repost from N/a
کاش میتوانستم جلوی فکر کردنم را بگیرم! سعی میکنم. موفق میشوم، انگار کلهام پر از دود میشود، و باز از سر گرفته میشود.
«دود، فکر نکنم. نمیخواهم فکر کنم. فکر میکنم که نمیخواهم فکر کنم. نباید به این فکر کنم که نمیخواهم فکر کنم. چون این هم باز یک جور فکر است.»
پس هیچوقت تمامی ندارد!
📚#تهوع
👤#ژان_پل_سارتر
