ٖؒحُبٖؒ
Kanalga Telegram’da o‘tish
🤍🦢
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
4 215
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-4297 kun
-69630 kun
Postlar arxiv
4 190
این جمله خیلی به دلم نشست:
کاری کن که
هرکس تو را میبیند
برای آن که تو را
تربیت کرده دعای خیر کند.
4 190
نوشته بود: حسرت به دلم مونده یه آدم نرمال وارد زندگیم بشه بمونه، بسازه، بگذره، حواسش باشه، امن باشه و تغییر رفتار نده.
4 190
یکی از تلخ ترین چیزای بزرگسالی اینه که، موقع خیال پردازی و آرزو کردن هم دیگه مجبوری حدتو بدونی.
4 190
يه تيكه از كتاب «كنار درخت زيتون» كه باعث ميشه در لحظه بغضم بتركه؛ ميگه: «خوبم! اما اگر فكر كنم، گريهام خواهد گرفت...»
4 190
نه که نگذره، میگذره، ولی دیگه هیچوقت اون لحظهها، اون آدمها و اون حسها تکرار نمیشن.
4 190
سنت ک بالاتر میره علاقت به تمیزی بیشتر میشه؛ رابطه های تمیز، آدمای تمیز، ذهن تمیز، محیط تمیز.
4 190
هیچکس در مورد این صحبت نمیکنه که چقدر سنگین و ناامید کنندست وقتی بعد از کلی تلاش فکر کردی بالاخره حالت داره بهتر میشه ولی یه روز رندوم بیدار میشی و میبینی فقط میخوای بمیری.
4 190
نه قهرم، نه دلخور.
فقط دیگه دلم برای اون چیزایی که یه وقتی برام مهم بودن، نمیلرزه.
فهمیدم که هر چیزی ارزش جنگیدن نداره
و بعضی جنگا فقط خستت میکنن، نه برندهت.
4 190
در قلبم کسی را پنهان کرده ام...
که شنیدن صدایش..
طرز نگاه کردنش..
حتی راه رفتنش را" خیلی "دوست دارم ...
و او شاید نداند که ...
شیرین ترین میوه ممنوعه ی جهانِ من است...
درست است که مالک قلبش نیستم
اما بجای همه رهگذرها
همه گل فروش ها
همه کتاب فروش ها...
همه آدمها.......
من، بجای همه دوستش دارم...
4 190
روزی صد بار به مو میرسه. پاره هم میشه. من هی گره میزنم. هی گره میزنم. هی گره میزنم. هی گره میزنم.
4 190
مولانا: شمس، چرا بعضی آدمها میآیند و تمام زندگی ما را تغییر می دهند؟
شمس: چون بعضی آدمها برای ماندن نمیآیند؛ برای بیدار کردن میآیند.
مولانا: پس چرا رفتنشان اینقدر درد دارد؟
شمس: چون تو به حضورشان وابسته شدی، نه به درسی که برایت آورده بودند.
4 190
صادق هدایت خیلی قشنگ گفت:
"اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی."
4 190
میبینی؟
طوری در رنج کشیدن ماهر شدهای،
که گاهی خودت هم زخمهایت را
از یاد میبری.
و اما عزیزم دیدی؟
دیشب هم صبح شد.
