ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

ٖؒحُب‌ٖؒ

ٖؒحُب‌ٖؒ

前往频道在 Telegram

🤍🦢

显示更多
未指定国家未指定类别
4 166
订阅者
-9424 小时
-6727 天
-96530 天
帖子存档
این جمله خیلی به دلم نشست: کاری کن که هرکس تو را می‌بیند برای آن که تو را تربیت کرده دعای خیر کند.

وقتی یادم میاد باهام چیکار کردی، تعجب می‌کنم که چرا هنوزم دوستت دارم.

نوشته بود: حسرت به دلم مونده یه آدم نرمال وارد زندگیم بشه بمونه، بسازه، بگذره، حواسش باشه، امن باشه و تغییر رفتار نده.

یکی از تلخ ترین چیزای بزرگسالی اینه که، موقع خیال پردازی و آرزو کردن هم دیگه مجبوری حدتو بدونی.

يه تيكه از كتاب «كنار درخت زيتون» كه باعث ميشه در لحظه بغضم بتركه؛ ميگه: «خوبم! اما اگر فكر كنم، گريه‌ام خواهد گرفت...»

نه که نگذره، می‌گذره، ولی دیگه هیچ‌وقت اون لحظه‌ها، اون آدم‌ها و اون حس‌ها تکرار نمی‌شن.

‏سنت ک بالاتر میره علاقت به تمیزی بیشتر میشه؛ رابطه های تمیز، آدمای تمیز، ذهن تمیز، محیط تمیز.

‏هیچکس در مورد این صحبت نمیکنه که چقدر سنگین و ناامید کنندست وقتی بعد از کلی تلاش فکر کردی بالاخره حالت داره بهتر میشه ولی یه روز رندوم بیدار میشی و میبینی فقط میخوای بمیری.

نه قهرم، نه دلخور. فقط دیگه دلم برای اون چیزایی که یه وقتی برام مهم بودن، نمیلرزه. فهمیدم که هر چیزی ارزش جنگیدن نداره و بعضی جنگا فقط خستت می‌کنن، نه برنده‌ت.

هر کجا تو بر روی زمین پای نهی پنهان بروم دیده بر آن خاک نهم... #مولانا

میدانم!
میدانم!

​در قلبم کسی را پنهان کرده ام... که شنیدن صدایش.. طرز نگاه کردنش.. حتی راه رفتنش را" خیلی "دوست دارم ... و او شاید نداند که ... شیرین ترین میوه ممنوعه ی جهانِ من است... درست است که مالک قلبش نیستم اما بجای همه رهگذرها همه گل فروش ها همه کتاب فروش ها... همه آدمها....... من، بجای همه دوستش دارم...​​​​​

شوخی شوخی نگاش کردم؛ جدی جدی دل باختم.

روزی صد بار به مو میرسه. پاره هم میشه. من هی گره میزنم. هی گره میزنم. هی گره میزنم. هی گره میزنم.

تو خیره کننده بودی؛ برای منی که از نگاه کردن به آدما متنفر بودم.

مولانا: شمس، چرا بعضی آدم‌ها می‌آیند و تمام زندگی ما را تغییر می‌ دهند؟ شمس: چون بعضی آدم‌ها برای ماندن نمی‌آیند؛ برای بیدار کردن می‌آیند. مولانا: پس چرا رفتن‌شان این‌قدر درد دارد؟ شمس: چون تو به حضورشان وابسته شدی، نه به درسی که برایت آورده بودند.

صادق هدایت خیلی قشنگ گفت: "اندوه که از حد بگذرد جایش را می‌دهد به یک بی‌اعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن. آن‌چه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمی‌کشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه می‌کنی و نگاه می‌کنی."

‏می‌بینی؟ طوری در رنج‌ کشیدن ماهر شده‌ای، که گاهی خودت هم زخم‌هایت را از یاد می‌بری. و اما عزیزم دیدی؟ دیشب هم صبح شد.

هرچیزی که مورد توجه قرار نگیرد، می‌میرد. احساسات، روابط، حتی گل‌ها.

این ورژنی از من که تو داری رو بقیه حتی نمیدونن وجود داره.