uz
Feedback
وَرطه

وَرطه

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 027
Obunachilar
-124 soatlar
+57 kun
+530 kun
Postlar arxiv
‌ «به پست‌ترین غرایزمان فروکاسته شده‌ایم. به وحشی‌ترین و حیوانی‌ترین و غریزی‌ترین قسمت از وجود خود رسیده‌ایم. هر کاری از دستشان برمی‌آمده کرده‌اند تا ما را تهی کنند از هر آنچه ممکن است به فکرکردن و اندیشیدن وابداردمان.»

4_5771464013120543451.mp33.31 MB

عجیب است؛ قلب آدمی از درد هم تغذیه می‌کند. گاهی آن‌قدر به اندوه خو می‌گیرد که اگر روزی آرامش از راه برسد، با سوءظن به آن نگاه می‌کند؛ انگار خوشبختی دروغی ناشیانه باشد و رنج، تنها حقیقتی که می‌توان به آن اعتماد کرد.

‌ #بهترین_مترجم_ها لیست بهترین مترجم‌های مملکت به پیشنهاد من: محمد قاضی عبدالله کوثری سروش حبیبی علی اصغر حداد محمود حدادی آبتین گلکار محمد همتی مهدی سحابی مینو مشیری مهستی بحرینی زینب یونسی مرتضی کلانتریان حسن کامشاد ابوالحسن نجفی نجف دریابندری فرهاد غبرایی بهمن فرزانه فرزانه طاهری محمدعلی موحد منوچهر بدیعی رضا سیدحسینی سپیده حبیب محمدرضا پارسایار حشمت کامرانی عزت‌الله فولادوند پرویز شهدی قدرت‌الله ذاکری رضا رضایی علی اصغر رستگار مهری آهی محمود اعتمادزاده لیلی گلستان ابراهیم یونسی احد علیقلیان سپاس ریوندی خشایار دیهیمی بابک شهاب محمدرضا ترک تتاری داریوش آشوری احمد کسایی‌پور ابوالفضل الله‌دادی مزدک صدر کاوه میرعباسی مزدک بلوری مژده الفت اصغر نوری حسن شهباز افشین خاکباز میثم محمدامینی ناهید کاشی‌چی سروژ استپانیان رضا علیزاده میعاد بانکی قاسم صنعوی رضا سیدحسینی غلامحسین سالمی مصطفی رحیمی مصطفی مفیدی امیرمهدی حقیقت محمود گودرزی *دوست داشتید واسه بقیه هم بفرستید تا باهاشون آشنا بشن.

از دیشب چند نفر بهم گفتن چرا درمورد اعدام دوتا از جوون‌های اصفهانی که تو ماجرای دی دستگیر شدن چیزی نمی‌گی. متأسفانه خیلی‌ها ظرفیت شنیدن واقعیت رو ندارن؛ چون مثل زهر مار تلخه. همه‌ی ما طی این سال‌ها با خوی بی‌رحم و وحشی ج.ا آشنا شدیم و می‌دونیم این سیستم برای بقای خودش از انجام هیچ کاری ابا نداره. از سرکوب و کشتن مردم کف خیابون تا اعدام و حکم‌های سنگین حبس و شلاق. پس تکلیف آدم‌های آگاه و عاقل نسبت به مدل رفتاری ج.ا در برابر احساس خطر روشنه. پس وقتی چند نفر به انتخاب و اختیار خودشون و با تحریک و تشویق پهلوی و دارودسته‌ی رسانه‌ای و عملیاتیش می‌ریزن تو خیابون و به نیت تصرف و نابودی به سمت مراکز مهم نظامی و امنیتی حمله‌ می‌کنن و مأمور امنیتی و نظامی همون ج.ا که درموردش حرف زدیم رو وسط خیابون به بدترین شکل ممکن می‌کُشن و آتیش می‌زنن، طبیعتاً عقلشون می‌کشه که بابت این کار قرار نیست با گل و شیرینی از سمت ج.ا مورد استقبال قرار بگیرن. تکلیف ج.ا که کاملاً روشنه، شما پلیس مدرن‌ترین و آزادترین کشورهای جهان رو هم بکشی و آتیش بزنی می‌کُشنت. اینا که واسه کارهای ساده‌تر از این هم آدم می‌کُشن. پس اتفاق عجیب و غریبی رخ نداده که سوپرایز شده باشیم. متأسفانه در رابطه با این سیستم تا بوده همین بوده، هست و خواهد بود. آدم‌ها باید عاقل باشن و با دنده‌ی امثال پهلوی تو دهن هیولایی به اسم ج.ا نرن که تهش ازشون به عنوان تلفات راه آزادی یاد بشه. متأسفم. ولی تمام کشته‌شده‌های دی قربانی جنگ قدرت ج.ا و پهلوی شدن. واقعیتش جون مردم برای هيچکدام از این دو گروه اهمیتی نداره. تا وقتی مردم نفهمن که برای رسیدن به آزادی و حقشون نباید بازيچه‌ی این دو گروه بشن، به بدترین شکل ممکن قربانی خواهند شد.

Everyone is going through something by Luca Ponsato.
Everyone is going through something by Luca Ponsato.

«بزرگترین خیانتی که می‌توانی در حق کسی کنی، این است که او را در یک امیدِ نشدنی و محال حبس‌اش کنی و بگذاری انتظار بکشد.»

یه درجه‌ای از تنهایی هم هست که وقتی بهش برسی، دیگه از دست دادن اطرافیانت واست اهمیت خاصی نداره و یه جورایی نسبت به این موضوع بی‌حس می‌شی. یعنی با خودت می‌گی فلانی رفت؟ بعد یه لیوان چایی می‌ریزی می‌خوری.

‌ «تصمیم گرفته‌ام شما را فراموش کنم و مطمئن باشید فراموش خواهم کرد. به‌ عقیده و فکر شما بی‌اندازه اهمیت می‌دادم، ولی بی‌ثباتی آن بر من ثابت شد. دنیا خیلی بزرگ است. من اگر شما را که صورت آرزوها و امیال باطنم بودید از دست داده‌ام، مسلماً در این دنیای بزرگ کسی را پیدا خواهم کرد که به عواطف و احساساتم بی‌اعتنا نباشد و قدر مرا بداند و به‌علاوه، اگر من شما را از دست داده‌ام، شما هم در عوض دلی را از دست داده‌اید که تپش‌هایِ عاشقانهٔ آن را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت. بیش از این حرفی ندارم.»

‌ «‏حالا ایران را بیشتر از همیشه می‌خواهم. سابق، یعنی در این ده بیست سال اخیر، دوستش داشتم. همانطور که فرزندی مادر خطاکارش را دوست دارد. محبت من توأم با نفرت بود. [حالا] دلم پیش مادری‌ست که هرروز شهید می‌شود. هرروز به صلیب می‌کشندش و هرشب از درد فریاد می‌کشد.»

‌ کسی که کتاب می‌خونه ادعایی مبنی بر درست بودن تمامی نظرات و حرف‌هاش نداره که اگه داشته باشه یعنی خواندن کتاب‌ها هیچ فایده‌ای براش نداشته. منم از این قاعده مستثنی نیستم. به عنوان یه شهروند معمولی نظرات و تفکرات شخصی خودمو در کانال شخصی خودم با بقیه به اشتراک می‌ذارم که ممکنه یه سریشون درست و یه سری هم غلط باشن. هیچ ادعایی هم جهت درست بودن مطلق نوشته‌هام نداشتم و نخواهم داشت. به نظرم یکی از اولین تأثیرات خواندن کتاب داشتن آمادگی برای پذیرش احتمال اشتباه کردنه. این‌که یه گوشه‌ای از ذهنت اینو درنظر بگیری که این حرفی که دارم می‌گم ممکنه اشتباه باشه. نمی‌گم تو این زمینه کاملاً موفق بودم، ولی همیشه براش سعی می‌کنم. خواندن چندتا کتاب که ما رو عاری از ایراد و خلاء نمی‌کنه؛ ولی ما رو به این درک می‌رسونه که ممکنه اشتباه کنیم.

‌ شب‌ها عجیب‌اند؛ نه به این خاطر که تاریک‌اند، بلکه چون چیزهایی را که روز با هزار زحمت پنهان کرده‌ای، بی‌صدا از گوشه‌های ذهن بیرون می‌کشند و روبه‌رویت می‌نشانند. آدم گاهی با اتاق خودش غریبه می‌شود. به صندلی نگاه می‌کند، به فنجانی که ساعت‌هاست سرد شده، به سکوتی که انگار وزن دارد، و ناگهان احساس می‌کند چیزی از جهان کم شده؛ نه آن‌قدر بزرگ که دیگران متوجه شوند، اما آن‌قدر عمیق که تمام نظم زندگی را به هم بریزد.

سلام. چنل قبلی (با همین اسم) به دلیل هجوم گله‌ای دیکتاتورهای وحشی، ریپورت و به لقاءالله پیوست! :)) قصد روضه‌خوانی و ناله کردن ندارم؛ مخلص کلام اینکه اگه منو می‌شناسید و بهم اعتماد دارید، این پیامو تو چنل‌هاتون بفرستید تا اگه شخصی از چنل قبلی تو چنل شما بود بتونه چنل جدید رو پیدا کنه و به این جمع اضافه بشه. اگه هم نکردید، نکردید. فدای سر من و خودتون. ارادت.