_ترانهیِ بارون زده
Kanalga Telegram’da o‘tish
پناهگاهی برای دلهای خسته چند خط درد، چند قاب خاطره ترانه بارون زده . . . 🌧☔✨
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
808
Obunachilar
-524 soatlar
-227 kun
-15330 kun
Postlar arxiv
اونجا که شاملو میگه:
از هیاهوی بسیار این روزگار
پناه میبرم به خلوت خویش،
که آدمیان بی رحم وترسناک اند...
خدایا تو میدانی
آنچه را که من نمیدانم
در دانستن تو آرامشیست
و در ندانستن من تلاطمها..
تو خود با آرامشت تلاطمم را آرام ساز
ما را هیچ گاه همرنگ جماعت نمی بینی
آموخته ایم دراصل خود باشیم،نه تشبیه دیگران...
یادآوری امشب :
با ورژنِ غمگین و خستهی خودتون مهربون باشید، اون جز شما کسی رو نداره.
آروم باش
به دنیا اجازه نده، تو رو خشن کنه!
به درد اجازه نده، درونت تنفر ایجاد کنه!
به خستگی اجازه نده، ناامیدت کنه!
به تلخی اجازه نده، خنده های قشنگتو بدودزده!
به سختی اجازه نده، آرزوهاتو فراموش کنی!
به غم اجازه نده، حال خوبتو رها کنی!
و به آینده اجازه نده شیرینی لحظه رو ازت بگیره
یه وقتایی به خودم میام و
می بینم چقدر بی صدا تغییر کردم...
همون آدمم،
ولی دیگه باهمون چیزا خوشحال نمیشم
باهمون حرفا ناراحت نمیشم
نمی دونم این اسمش بزرگ شدنه،
یافقط خسته شدنه...💔
