uz
Feedback
_ترانه‌یِ بارون‌ زده

_ترانه‌یِ بارون‌ زده

Kanalga Telegram’da o‘tish

پناهگاهی برای دل‌های خسته چند خط درد، چند قاب خاطره ترانه بارون زده . . . 🌧☔✨

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
801
Obunachilar
-324 soatlar
-207 kun
-15030 kun
Postlar arxiv
"چنان آغوش وا کن بر منِ تنها که انگاری نداری بعد از آن آغوش، دیگر در جهان کاری."

"راستش زورِ منِ خسته به طوفان نرسید..."

زمان هیچگاه دردی را درمان نکرده این ماهستیم که به مرور به دردها عادت کردیم..

"با کدام بال می‌توان از زوال روزها و سوزها گریخت؟"

هی دفن می‌کنم و دفن می‌کنم و دفن می‌کنم امیدهای رفته پی روزهای رفته را... هی قرض می‌کنم و قرض می‌کنم و قرض می‌کنم از فردای خود امید.... بهرام بیضایی

"که مرا جان به لب امد ز خیالات محال..."

اى لحظات خوش كه هنوز از راه نرسیده‌اید، آيا نمی‌شود راه كوتاه‌ترى در پیش بگیرید؟ قبل‌ از اینكه دل‌هایمان فرتوت شوند؟ نزار قبانی

🫴🏻

‏تا میاد زندگیم بیوفته رو غلتک جنگ میشه غلتک میوفته روم. |مالاریا|

‏آنچه قسمتِ توست، از تو عبور نمی‌کند؛ بلکه دور تو می‌چرخد، بارها و بارها، تا زمانی که آماده شوی.

استخوانِ زندگیتون کیه؟این شعر رو بهش تقدیم کنید: هزار مَرتبه از ریشه ریشه کَن شده ام اگر که خَم نشدم تو استخوانِ منی.. |نورا|

ما در عصرِ گلوله بزرگ نشدیم.. کوچک ماندیم کنارِ رویایی که هر بار پیش از شکفتن زیرِ چکمه‌ها له می‌شد