_ترانهیِ بارون زده
Kanalga Telegram’da o‘tish
پناهگاهی برای دلهای خسته چند خط درد، چند قاب خاطره ترانه بارون زده . . . 🌧☔✨
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
801
Obunachilar
-324 soatlar
-207 kun
-15030 kun
Postlar arxiv
"چنان آغوش وا کن بر منِ تنها که انگاری
نداری بعد از آن آغوش، دیگر در جهان کاری."
هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم
امیدهای رفته پی روزهای رفته را...
هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم
از فردای خود امید....
بهرام بیضایی
اى لحظات خوش كه هنوز از راه نرسیدهاید،
آيا نمیشود راه كوتاهترى در پیش بگیرید؟
قبل از اینكه دلهایمان فرتوت شوند؟
نزار قبانی
آنچه قسمتِ توست، از تو عبور نمیکند؛ بلکه دور تو میچرخد، بارها و بارها، تا زمانی که آماده شوی.
استخوانِ زندگیتون کیه؟این شعر رو بهش تقدیم کنید:
هزار مَرتبه از ریشه ریشه کَن شده ام
اگر که خَم نشدم تو استخوانِ منی..
|نورا|
ما
در عصرِ گلوله
بزرگ نشدیم..
کوچک ماندیم
کنارِ رویایی که هر بار
پیش از شکفتن
زیرِ چکمهها له میشد
