_ترانهیِ بارون زده
Kanalga Telegram’da o‘tish
پناهگاهی برای دلهای خسته چند خط درد، چند قاب خاطره ترانه بارون زده . . . 🌧☔✨
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
816
Obunachilar
-424 soatlar
-367 kun
-16130 kun
Postlar arxiv
گاهی دلش میگرفت، اما امیدش را از دست نمیداد. فهمیده بود که ابرها هر چقدر هم آسمان را بپوشانند هرگز نمیتوانند در برابر تابیدنِ آفتاب، مقاومت کنند.
او زنی بود با روحی لطیف و قلبی آرام؛
اما در پسِ این همه لطافت، صلابتی پنهان داشت
که حتی سختیهای روزگار هم نتوانسته بود
ذرهای از او کم کند.
آنچه قسمت تو نيست،
هزاران بار نااميدت می كند
تا بلاخره بفهمى كه بايد رهايش كنی ...!
00:00
من فکر میکنم آدمها بعد از رها کردن چیزی که با تمام وجود برایش جنگیدهاند و بی ثمر مانده، تازه میفهمند که چقدر محکماند، چقدر تحمل دارند چقدر در برابر زندگی صبورند و چقدر ارزششان بیشتر از چیزهاییست که به هر قیمتی میخواستند آن هارا نگه دارند 🤍
گاهی اون کسی که بهش میگیم «دختر عصبی خانواده»، کسیه که سالها نقش معترض خانواده رو داشته؛
کسی که چیزهایی رو که بقیه از کنارش میگذرن به زبون میاره و زودتر از بقیه به بیعدالتی، دخالت یا نادیده گرفته شدن مرزها واکنش نشون میده.
آذرخش مکری یه قسمت پادکست داره "چه کسانی در بحران نمیشکنند"، خیلی برای فضا امروز ما میتونه جالب باشه بهنظرم؛ مثلا یه جاش میگه بعضی وقتا راهحل این نیست که وایسی توضیح بدی، یه فحش بگو و بلاک کنه بره!
من خودم را دوست دارم،
اما گاهی اوقات
دلم نمیخواهد در آینه تماشایش کنم.
او زیادی دقت میکند،
بیش از حد اهمیت میدهد،
درحالیکه زندگی «محلِ گذشتن» است؛
جاییست که بر هیچ چیز نباید تشدید بگذاری
حتی بر تماشای خودت..
من خودم را دوست دارم،
اما گاهی اوقات
دلم نمیخواهد در آینه تماشایش کنم.
او زیادی دقت میکند،
بیش از حد اهمیت میدهد،
درحالیکه زندگی «محلِ گذشتن» است؛
جاییست که بر هیچ چیز نباید تشدید بگذاری
حتی بر تماشای خودت...
هرچه بیشتر خودش را شناخت، کمتر شبیه به دیگران شد. گاهی در خلوتِ خود گم شد، گاهی کسی به جهانِ درونش راه نیافت اما هیچگاه خودش را برای پذیرفته شدن نشکست و مانند کتابی ترجمه نشده، اصیل ماند.
نوشته بود: «تو برای بقا ساخته نشدی، برای شکوفا شدن ساخته شدی و شکوفایی یعنی جسارت دیدن تاریکی و انتخاب نور.»
و گاهی به آسمان که خیره میشوم،به تمام آنچه گذراندم فکر میکنم،و گاهی در حسرتِ آنچه هنوز تماما بدست نیاورده بودم و از دست دادم میمانم،و گاهی هم در شگفتی آنچه که به من قوی بودن را یاد داد،راستش را بخواهید زندگی را با هر سختی و غم فراوانی که دارد دوست دارم،دوستش دارم چون در آن روزهایی عزیزترین آدم های زندگیم را در آغوش گرفتم،شکوفههایی که به زیبایی از درختی روییده بودند را دیدم،غروب و طلوعی که پس از تاریکی بود را دیدم،و آنچه مرا نگه داشت و روبروی غم رویید،شادیِ چیزهای کوچکی بود که تجربه کرده بودم🎞️.
من باور ندارم که آدمهای خوب همیشه بازنده میشن، انرژی همیشه به صاحبش برمیگرده؛ وقتی نیتت پاک باشه مهربونیت از روی منفعت نباشه و تلاشات از روی عشق و صداقت سرچشمه بگیره دیر یا زود همون انرژی به زیباترین و درست ترین شکل ممکن به زندگیت باز خواهد گشت...✨
راستش من فقط میخوام که زنده بمونم، زندگی کنم، زندگی ببخشم، عاشق بشم، از تماشای آسمون آبی لذت ببرم، مهربونیهام رو از یاد نبرم، روابط مفید رو حفظ کنم، امیدم رو جایی جا نذارم، کتابهای جالب بخونم، دیوونگی کنم، مایه افتخار مامان و بابا باشم، هرچقدر سخت به اهدافم برسم و لحظۀ رفتن یه ردی از خودم به یادگار بذارم نه اینکه گرفتار کوهی از حواشی بشم.
