『آوای دریا』
Kanalga Telegram’da o‘tish
3 006
Obunachilar
+8924 soatlar
+1007 kun
+73330 kun
Postlar arxiv
3 128
جایزهی بهترین بازیگر سال میرسه بهش...
انقدر خوب بازی کرد که خودش هم باورش شده بود.
کاش زودتر میدونستم، یکم ازش یاد میگرفتم .
3 128
و آیا تاریخ آنقدر شرف دارد از جوانانی بنویسد که مرگ را در آغوش گرفتند،تنها به امید اینکه؛نسل بعد آزاد و سربلند زندگی کنند؟
و حتی با تصور آن روز و آن نسل،از ذوق بغض کردند اما ذرهای برای خود نخواستند...
3 128
چه زیبا گفت حسین پناهی ؛
ماهی ها گریه شان دیده نمیشود
گرگ ها خوابیدنشان
عقاب ها سقوطشان
و انسانها درونشان...:)
3 128
چه زیبا گفت حسین پناهی ؛
ماهی ها گریه شان دیده نمیشود
گرگ ها خوابیدنشان
عقاب ها سقوطشان
و انسانها درونشان...:)
3 128
وقتی مراقب حرفات نباشی
یکی تا صبح نمیخوابه،
یکی دلش میشکنه،
یکی اعتمادشو از دست میده،
و یکی شاید هرگز مثل قبل نشه..
3 128
آدما مثل مصراع شعر میمونن، پس مصراع
دومت رو جوری پیدا کن که قافیه و ردیف
و مفهوم زندگیت قشنگ بشه.
3 128
سخت ترین تصمیم مال زمانیه که باید بین چیزی که درسته و چیزی که خوشحالت میکنه یکیو انتخاب کنی
3 128
مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر ان روز که در خاک شود منزل منشگفتی بعضی دلبستگیها در این است که به ماندن دیگری وابسته نیستند. حضور فقط آغاز آنهاست؛ بعد از آن، آدم دیگر با یک نفر زندگی نمیکند، با ردی زندگی میکند که در ژرفای وجودش باقی مانده است. ردی که نه فاصله آن را کمرنگ میکند، نه گذر فصلها، نه بیخبری و نه حتی فراموش شدن از سوی کسی که دوستش داشتهای. ما خیال میکنیم دل جایی برای آمدن و رفتن آدمهاست؛ اما گاهی دل تبدیل به آرامگاه یک نام میشود. نامی که دیگر از آن جهان نیست؛ از آن روح است. و مگر کسی میتواند روحش را از خودش جدا کند؟ شاید برای همین است که بعضی دوست داشتنها هیچوقت تمام نمیشوند؛ نه چون امیدی به رسیدن دارند، نه چون چشمانتظار بازگشت ماندهاند. تمام نمیشوند چون از مرز خواستن گذشتهاند و به بخشی از هستی آدم تبدیل شدهاند. همانگونه که انسان نمیتواند از سایهی خویش بگریزد، از مهری که با جانش درآمیخته نیز رهایی ندارد. آنگاه، مرگ دیگر پایان عشق نیست؛ پایان صاحب عشق است. و چه اندوهناک که گاهی تنها چیزی که میتواند مهر کسی را از دل بیرون ببرد، دیگر زمان نیست، فراموشی نیست، حتی خیانت هم نیست... تنها فرو ریختن همان دلیست که سالها بیصدا، نام او را در خود حمل کرده است. بعضی عشقها را نمیشود از دل گرفت؛ باید دل را از تپیدن گرفت. _A @Avay_eDaryaa
3 128
خیلی سادست...
اگر طلا زنگ زد، طلا نبوده؛
اگر عشق تموم شد، عشق نبوده؛
اگر دوستا رفتن، هیچوقت دوست نبودن.
3 128
تا زمانی که از عمق دوست داشتن طرف مقابلت مطمئن نشدی، عمیقا دوستش نداشته باش.
چرا که عمق عشق امروز، همان عمق زخم فردای توست.
