𝆹𝅥݊ 𝆭ܝ̇ߺیܭو
Kanalga Telegram’da o‘tish
⋆خارج از قاب؛ شاید موزهای متروکه از افکارِ بیمقصد؟! توضیحاتِ بیشتر، داخلِ مجموعه. برای صحبت، ناشناسِ اینجا: @echo_of_silence1bot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
262
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+267 kun
+2630 kun
Postlar arxiv
263
ای سراپایِ وجودت همه زخم و غم و درد
این همه خنجر و شمشیر به جان تو که کرد؟
وحشی بافقی
263
_شماهم حس میکنین تازگیا رفتارای عجیبِ مردم زیاد شده، یا من شدم اصحاب کهفی که تازه از خواب بیدار شده؟
263
نمیدونم تا کی باید قوی بمونم.
معنای زندگی در همین دوام آوردن هاست؟ _شاید.
ولی کاش معنای زندگی یکم متفاوت تر بود. از دوام آوردنهای ممتد خستم.
263
<یه تقلبِ کوچیک>تلاش های لحظه آخری بیشترین جواب رو میدن. هرچی کم بوده فدای سرت. فقط این لحظههای آخر همهی جونتو بذار وسط! جواب میده
263
_الآن توی این لحظه هیچ چیزی خوب پیش نمیره.
نمیدونم چی قراره بشه؛ ولی میدونم الآن هیچی سرِ جاش نیست...
263
_مدالِبهترین نوعِ خستگی میرسه به اون لحظهای کهمیدونی تمامِ جونترو گذاشتی وسط تا انجامش بدی.
263
_یه وقتایی دردی که نکشتت قوی ترت نمیکنه؛
باعث میشه با دست و پای یخ کرده به یه نقطه خیره بمونی.
