creme de la creme
Kanalga Telegram’da o‘tish
نگاه زنی زیبا اما ناپارسا همچون آتش میسوزاند t.me/HidenChat_Bot?start=7326519883
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
228
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kun
+1030 kun
Postlar arxiv
«سکوت برهها» اثر توماس هریس یکی از پرفروشترین رمان های سراسر اروپا و آمریکا شناخته میشود.
یک تریلر جنایی ـ روانشناختی دربارهی روانپزشک آدمخوار و باهوشی به نام هانیبال لکتر را به تصویر میکشد. این مرد دیوانه و خطرناک از پشت میلههای تیمارستان به مامور جوان اف.بی.آی برای یافتن قاتلی سریالی کمک میکند و نقشههای شومی برای فرار میکشد.
بعد ها نام مرا باران و خاک
نرم میشویند از رخسار سنگ
گور من گمنام میماند به راه
فارغ از افسانههای نام و ننگ
لیک دیگر پیکر سرد مرا
میفشارد دست دامنگیر خاک
بیتو دور از ضربههای قلب تو
قلب من میپوسد آن جا زیر خاک
میروم از خویش و میمانم به خویش
هر چه برجا مانده ویران میشود
روح من چون بادبان قایقی
در افقها دور و پنهان میشود
بعد من ناگه به یک سو میروند
پردههای تیرهی دنیای من
چشمهای ناشناسی میخزند
روی دفترها و کاغذهای من
خاک میخواند مرا هر دم به خویش
میرسند از ره که در خاکم نهند
آه شاید عاشقانم نیمه شب
گل به روی گور غمناکم نهند
میخزند آرام روی دفترم
دستهایم فارغ از افسون شعر
یاد میآرم که در دستان من
روزگاری شعله میزد خون شعر
دیدگانم همچو دالانهای تار
گونههایم همچو مرمرهای سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایهیی ز امروزها دیروزها
