𝗧𝗵𝗲 𝗕𝗮𝘁𝗰𝗮𝘃𝗲
Kanalga Telegram’da o‘tish
هَرچه مَرهَم میگُذارَم بَند میآیَد مَگر؟! اِی وَطَن خون تو اَز اَروند میآیَد مَگر؟!
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
607
Obunachilar
-424 soatlar
-337 kun
-32930 kun
Postlar arxiv
607
در این مدت، زندگی به گونه ای سپری شده است که می توانم سالها بدون آنکه هیچ اتفاق غمانگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.
607
I kept everything inside And even though I tried, it all fell apart What it meant to me will eventually be a memory of a time when I tried so hard and got so far But in the end, it doesn't even matter I had to fall to lose it all But in the end, it doesn't even matter
607
«هیچکس نمیتواند برای همیشه زندگی کند، اما چیز هایی که از خودمان به جای میگذاریم، ما را برای دیگران زنده نگه میدارد.»
•هردو در نهایت میمیرند - آدام سیلورا •
607
این چنین به کودکانی دلتنگ، سهل انگار و نافرمان بدل شدیم که همیشه به راه های فرار فکر می کردند و چه بسا فرار به درون خود.
•نامه به پدر - فرانتس کافکا•
607
من نمیتوانم به تو بفهمانم،
نمیتوانم به کسی بفهمانم که در من چه میگذرد،من حتی نمیتوانم آن را برای خودم توضیح دهم.
-کافکا
607
«بزرگترین اشتباهم این بود که فکر میکردم، آدمها به اندازه ای که من بهشون اهمیت میدم بهم اهمیت میدن!»
