𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌
Kanalga Telegram’da o‘tish
شیژائو، پسران یینیوئه؛ ما تو دنیای زیرین زندگی میکنیم. 𝗆︎𝖾 - @Soxreqn 𝖻︎𝗈𝗍 - http://t.me/safeCht_bot?start=TcZR2v
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 019
Obunachilar
-524 soatlar
-387 kunlar
-18430 kunlar
Postlar arxiv
1 019
Repost from 𝖻𝗅 ᑲᥣᦅᦅ꧑ پسـت جدیـد
pearl; qiuqiu •, sunkissed angel 'z boy 🛋 ៸៸ coffee or tea ?!
1 019
Repost from One More Night
†🕯“Engines whisper like a storm that learned how to breathe. Neon lights bleed across the asphalt like broken promises. He rides like he’s chasing something he can never name. he looks at him like danger and home in the same glance. Every turn feels like a choice between chaos and surrender. And somewhere between speed and silence, they almost collide.” ★🏍
1 019
Repost from 𝗍һᥱ gᥲmᥱ ᥆𝖿 𝖿ᥲ𝗍ᥱ(rest)
+1
𝖨𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗀𝗋𝖾𝗒 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽, 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍𝗌 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗌𝖾𝗋𝗏𝖾 𝗍𝗈 𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗁𝖺𝖽𝗈𝗐𝗌 𝗅𝗈𝗇𝗀𝖾𝗋.
پور، پسری که بعد از8سال برمیگرده به تایلند، به عمارتی که سال ها خاطره توش دفن شده. از گذشته اسیب دیده و نمیتونه گذشته رو فراموش کنه. مسئولیتِ بزرگی روی دوشش میفته و همزمان باید با چیزای زیادی مثل، عشق دوران دبیرستانش، دلتنگیش، ادمای جدید و ادمایی که توی گذشته موندن دست و پنجه نرم کنه. “بخشی از داستان” خواست دستگیره رو پایین بکشه که از پشت کوبیده شد به در! اخی اروم از بین لبهاش خارج شد. تقلا کرد تا دستهاش رو از بین دستهای تیتی که از پشت محکم گرفته بود، ازاد کنه. تیتی با بدنش فشاری به تنِ پور وارد کرد و بیشتر به در فشار دادش. لبهاش کنارِ گوش پور قرار گرفت _خیلی دستِ کم گرفته بودمت گربه! پور زیر بدنش تکونی خورد _ولم کن عوضی! خودت بودی که این بازیو شروع کردی! نفسهای گرمِ تیتی به گوشش برخورد میکرد و باعث میشد بدنش مور مور بشه. تیتی تکخندی زد و زبونش رو داخلِ لپش فرو برد، عادتی که وقتی عصبی میشد انجامش میداد. _میتونی هرچقدر میخوای این بازیو ادامه بدی گربه، ولی حد خودت رو بدون!
1 019
لطفا پیک و تکست هارو از اینجا ببینید و دوسش داشته باشید)
فردا هم پک استیکر از این اپیزود داریم.
1 019
+1
𝗌𝗈𝗆︎𝖾 𝗌𝗈𝗎𝗅︎𝗌 𝗳𝗲𝗲𝗹 𝖿︎𝖺𝗆︎𝗂𝗅︎𝗂𝖺𝗋 𝖻︎𝖾𝖼︎𝖺𝗎𝗌𝖾 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗵𝗲𝗮𝗿𝘁 𝗆︎𝖾𝗍 𝗍𝗁︎𝖾𝗆︎ 𝗅︎𝗈𝗇︎𝗀︎ 𝖻︎𝖾𝖿︎𝗈𝗋𝖾 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗲𝘆𝗲𝘀 𝖽𝗂𝖽.
1 019
𝗂 𝖻︎𝖾𝖼︎𝖺𝗆︎𝖾 𝗌𝗈 𝗴𝗼𝗼𝗱 𝖺𝗍 𝖼︎𝖾𝗋𝗋𝗒𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗉𝖺𝗂𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖺𝗍 𝗉𝖾𝗈𝗉𝗅︎𝖾 𝘀𝘁𝗮𝗿𝘁𝗲𝗱 𝖼︎𝖺𝗅︎𝗅︎𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗆︎𝖾 𝗌𝗍𝗋𝗈𝗇︎𝗀︎.
1 019
𝗍𝗁︎𝖾 𝗌𝖼︎𝖺𝗋𝗂𝖾𝗌𝗍 𝗍𝗁︎𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗮𝗯𝗼𝘂𝘁 𝖽𝗋𝗈𝗐𝗇︎𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗂𝗌 𝗁︎𝗈𝗐 𝗊𝗎𝗂𝖾𝗍 𝗶𝘁 𝗅︎𝗈𝗈𝗄︎𝗌 𝖿︎𝗋𝗈𝗆︎ 𝘁𝗵𝗲 𝗌𝗁︎𝗈𝗋𝖾.
1 019
𝗍𝗁︎𝖾 𝗁︎𝖺𝗋𝖽𝖾𝗌𝗍 𝗉𝖺𝗋𝗍 𝗈𝖿︎ 𝖻︎𝖾𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗌𝗍𝗋𝗈𝗇︎𝗀︎ 𝗂𝗌 𝗇︎𝗈𝖻︎𝗈𝖽𝗒 𝖺𝗌𝗄︎𝗂𝗇︎𝗀︎ ! 𝗂𝖿︎ 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗍𝗂𝗋𝖾𝖽.
1 019
+1
𝗋𝖾𝖺𝗅︎ 𝗅︎𝗈𝗏︎𝖾 𝖿︎𝖾𝖾𝗅︎𝗌 𝗅︎𝖾𝗌𝗌 𝗹𝗶𝗸𝗲 𝖿︎𝗂𝗋𝖾𝗐𝗈𝗋𝗄︎𝗌
𝖺𝗇︎𝖽 𝗺𝗼𝗿𝗲 𝗅︎𝗂𝗄︎𝖾 𝖼︎𝗈𝗆︎𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗁︎𝗈𝗆︎𝖾.
1 019
+1
، 𝗂 𝗌𝗍𝗈𝗉𝗉𝖾𝖽 𝗅︎𝗈𝖼︎𝗄︎𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗆︎𝗒 𝖽𝗈𝗈𝗋. 𝗍𝗁︎𝖾 𝗍𝗁︎𝗂𝗇︎𝗀︎𝗌 𝗂 𝖿︎𝖾𝖺𝗋 𝖺𝗅︎𝗋𝖾𝖺𝖽𝗒 𝗅︎𝗂𝗏︎𝖾 𝗂𝗇︎𝗌𝗂𝖽𝖾.
