uz
Feedback
Sinister

Sinister

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
429
Obunachilar
-1624 soatlar
+917 kunlar
+14030 kunlar
Postlar arxiv
🪷✨️ ‌

‏تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟ ‏اگر جان را خدا داده است ‏چرا باید تو بستانی؟ فریدون مشیری

باز توت فرنگی!!!

‏مائیم که از باده بی‌جام خوشیم هر صبح منوریم و هر شام خوشیم گویند سرانجام ندارید شما مائیم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم مولانا

تایم

Koorosh - Hayahoo (128).mp32.35 MB

هرکودوم خودت دوست داشتی فور کن✨️

Repost from Marlboro.
🍰اگه پست جدید گذاشتید و ذوق دارید راجبش
این تکس رو فور کنید چنلتون و پست رو مشخص کنید تا فورش کنم همه باهم ببینیمش و خودمم جوین چنلتون بشم

_Unknown Artist - Ghalbe To - 128 - mahanmusic.net.mp33.25 MB

🪷زحمت گل را باغبان کشید،بوی گل را باد برد... ـ سعدی

وای عشقین

براش توت فرنگی بزنید دوس نداره😔🤌🏻

🌟فور کن، اینجا و اسپانسر جوین باش. بذارمت فولدر +۶۰ جذب بگیری🌟
«شات جوین بودنتو+ لینک چنلتو حتما بفرست بات وگرنه تو فولدر قرار نمیگیری.» @talktomellbot
جهت رزرو اسپانسری اینجا پیام دهید. @itsmoongirllll
Limit: 120

بچه ها دفعه قبلی چون اولین فولدرم بود سخت نگرفتم، هرکی جوین هم نبود باز گذاشتمش فولدر ولی این دفعه سخت میگیرم حتما حتما برید اسپانسر جوین بشید وگرنه با احترام تو فولدر قرار نمیگیرید. https://t.me/iitsmeehere

🪷درد من این است که در بیداری گرفتار کابوسم!

✨️🪷‌

🪷✨️‌

ندارد درد من درمان دریغا بماندم بی سر و سامان دریغا درین حیرت فلک ها نیز دیر است که می‌گردند سرگردان دریغا درین دشواری ره جان من شد که راهی نیست بس آسان دریغا فرو ماندم درین راه خطرناک چنین واله چنین حیران دریغا رهی بس دور می‌بینم من این راه نه سر پیدا و نه پایان دریغا ز رنج تشنگی مردم به زاری جهان پر چشمهٔ حیوان دریغا چو نه جانان بخواهد ماند نه جان ز جان دردا و از جانان دریغا اگر سنگی نه ای بنیوش آخر ز یک‌یک سنگ گورستان دریغا عزیزان جهان را بین به یک راه همه با خاک ره یکسان دریغا ببین تا بر سر خاک عزیزان چگونه ابر شد گریان دریغا مگر جان‌های ایشان ابر بوده است که می‌بارند چون باران دریغا بیا تا در وفای دوستداران فرو باریم صد طوفان دریغا همه یاران به زیر خاک رفتند تو خواهی رفت چون ایشان دریغا عطار

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند گِلِ آدم بسرشتند و به پیمانه زدند ساقیا جام میم ده که طرب‌افزای ترست هر چه گویند حکیمان، همه افسانه زدند من اگر خارم و گر گل، چمن آرایی هست که ز رایحهٔ ما، بر سرِ افسانه زدند رندِ تنها دل ما را به که گویم؟ که در این شهر به جز از غم، همه را بر درِ میخانه زدند حافظ