uz
Feedback
🌜𝗔𝗶𝗱𝗮 𝗦𝗮𝘆𝘀

🌜𝗔𝗶𝗱𝗮 𝗦𝗮𝘆𝘀

Kanalga Telegram’da o‘tish

Liberté, amour, poésie... آزادی، عشق، شعر..‌‌. میشنوم؟🌝 @talktomellbot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 040
Obunachilar
-1324 soatlar
-137 kunlar
+85930 kunlar

Ma'lumot yuklanmoqda...

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Avgust '26
Avgust '260
1 kanalda
Iyul '26
+1 061
53 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
01 Avgust0
Kanal postlari
ماه، شعری‌ست که روی پهنه‌ی آسمان نوشته شده است🌔✨
+1
ماه، شعری‌ست که روی پهنه‌ی آسمان نوشته شده است🌔✨

2
ماه، شعری‌ست که روی پهنه‌ی آسمان نوشته شده است🌔✨+1
ماه، شعری‌ست که روی پهنه‌ی آسمان نوشته شده است🌔✨
1
3
ماه، شعری‌ست که روی پهنه‌ی آسمان نوشته شده است🌙✨+1
ماه، شعری‌ست که روی پهنه‌ی آسمان نوشته شده است🌙✨
1
4
بخاطر کمکتون این آهنگ زیبا تقدیمتون💋
25
5
Biliyorsun Sezen Aksu.m4a
37
6
مرسی از کمکتون لاو یوووو💋
34
7
خب انتخاب شد💆🏻‍♀
34
8
ببخشید اشتباه شد بجای پناهگاه ماه، آیدا آن سوی ماه رو در نظر بگیرید🗿
19
9
بچه ها رد گزینه کردیم حالا بین این ۳ تا انتخاب کنید😭😂❤️
22
10
فکرکنم اینجور که مشخصه باید هر ماه یکی از این اسم ها رو بذارم🌚
48
11
ایخدا چقدر انتخاب سخته😭😂
47
12
بر اساس این نظر بدید بوس بهتون🤍
60
13
فکرکنم فهمیدید عاشق ماهم همچنین معنی اسمم میشه مانند ماه🌚
55
14
اسم چنل کدوم باشه؟؟؟😭
56
15
بچه هاااا بیاید کمکککک می‌خوام اسم چنلو عوض کنم😭
58
16
میشه اکت های اینو بیشتر کنید:)💋
62
17
ویو اینوووو🫠
68
18
اینکه با بعضی آدما همیشه مهربون و خوب رفتار کردم ولی اونا باهام بد حرف میزنن واقعا اذیتم می‌کنه🙏🏻
110
19
داریوش؛ سقوطِ من در خودَمه.mp3
105
20
عمیقاً دلم برای روزهایی که دانشگاه حضوری بود تنگ شده... برای کلاسای خسته‌کننده‌ی استاد مسجدی، برای کلاسای جذاب استاد رفیعی و حرفاش راجب آینده، برای دلقک‌بازی‌های وسط کلاس و خنده‌هایی که بی‌دلیل شروع می‌شدن، برای آینه‌ی همیشه کثیف سرویس‌های دانشگاه، برای سلف همیشه شلوغی که هیچ‌وقت جامون نمی‌شد، برای استرس قبل امتحانا و جمع شدن دور هم پشت درِ کلاس، برای غر زدن به تکلیف‌ها و پروژه‌ها، برای راهروهایی که بیشتر از کلاس توش خاطره ساختیم، برای نمازخونه ای که فقط اسمش نمازخونه بود پاتوق من و دوستام بود برا چُرت های بین کلاس، برای روزهای کارآموزی، وقتی که وارد کلاس میشدم و بچه ها با ذوق میپریدن بغلم، برای خوابگاه و غر زدن‌های همیشگی خانوم دال، برای سر و صداهای نصفه‌شب بچه‌ها، حتی همون شبایی که از شلوغی خوابمون نمی‌برد، برای اون صندلی وسط حیاط خوابگاه که پاتوق من و دوستم بود... حتی برای چیزایی که همیشه ازشون شکایت می‌کردیم هم دلم تنگ شده. می‌ترسم دوباره همه‌چیز شبیه دوران کرونا بشه؛ همون روزهایی که دبیرستانی بودیم و حتی نمی‌دونستیم آخرین روزی که همه کنار هم هستیم، همون روزه. کاش این بار جور دیگه ای بشه...آخرین روزی که نمی‌دونستیم آخرین روزه،آخرین روز باهم بودنمون نشه:) [ آیدا جیم🌙🌱]
150