uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

خانوم شیرین

خانوم شیرین

Kanalga Telegram’da o‘tish

گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
400
Obunachilar
+124 soatlar
-47 kun
+2630 kun
Postlar arxiv
هرگاه دستش را در دستم مینهاد، خیال می‌کردم پرنده ای کوچک روی دستم نشسته است...

به قول جناب ابتهاج: نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان دارد زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دازد

من به آغوش تو محتاج تر از نان شبم...
+1
من به آغوش تو محتاج تر از نان شبم...

من به قربان خدا چون که مرا غمگین دید بهر خوشحالی من در دلم انداخت تو را...
+1
من به قربان خدا چون که مرا غمگین دید بهر خوشحالی من در دلم انداخت تو را...

ز جان خوش‌تر چه باشد آن تو باشی...
+1
ز جان خوش‌تر چه باشد آن تو باشی...

بیرون ز رخ و زلف تو ما قبله نداریم سنایی
+1
بیرون ز رخ و زلف تو ما قبله نداریم
سنایی

من تو را بهار این پاییز می‌دانم...

آن که آسان می‌سپارد جان به دیدارت منم
فروغی بسطامی

photo content
+1

زندگی من کلاسِ درسی بود، کسل‌کننده و عذاب‌آور؛ و تو... تو پنجره‌ی کوچک کلاس بودی، رو به حیاط سبزِ باران‌خورده. و من، مست بوی نم باران، تمامِ تنم شد شوق دیدار آن‌سوی چشمان شفاف تو؛ آن‌قدر جانم را به تو دوختم که هیچ‌چیز از کلاس زندگی نفهمیدم؛ جز آرزوی رسیدن به تو...
شیرین

photo content
+1

اگر به دامن وصل تو دست ما نرسد کشیده ایم در آغوش، آرزوی تو را
حزین لاهیجی

کاری اگر نداری... برو! ورنه نزدیک تر بیا میخواهم ببوسمت...🤍
+1
کاری اگر نداری... برو! ورنه نزدیک تر بیا میخواهم ببوسمت...🤍

صدایت بوی تازه آب بود وقتی به گلدان عطش زده میرسید...
+1
صدایت بوی تازه آب بود وقتی به گلدان عطش زده میرسید...

photo content
+1

خلایق در تو حیرانند و جای حیرت است الحق که مَه را بر زمین بینند و مَه بر آسمان باشد سعدی

photo content
+1

شب دنج ترین گوشه برای خیال توست میبافمت هنوز و می بوسمت زیاد
لیلا مقربی

شبی کاش جانم به لب های تو میرسید لیلا مقربی
+1
شبی کاش جانم به لب های تو میرسید
لیلا مقربی

وقتی لبخند میزد، حتی خیالات هم واقعی میشدند...