نیمه شبِ بدون تو؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
"در این نیمهشبِ بیتو، خاطراتت تنها همدم من است.¹⁴⁰⁵/⁰⁵/¹¹" https://t.me/Fa_00_16 چنلمون:) https://telegram.me/ChatHideS_bot?start=sc-HR7xeWpwJU ناشناسمون:)
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
322
Obunachilar
+424 soatlar
+57 kun
-1430 kun
Postlar arxiv
از یهجایی غمگین نمینویسی، با هیچکس راجعبه غمت صحبت نمیکنی، خیلی بیشتر میخندی، به خودت میرسی و مشغول پیشرفتت میشی؛ دقیقا همونجا شاید از همیشه ناراحتتر باشی ولی قطعا اونقدر قوی شدی که حتی تنهایی ادامه بدی.
یه جایی از زندگی میرسه که دیگه ناراحت نمیشی،فقط سرد میشی.
نه چون بیاحساس شدی،نه..
فقط خسته میشی از این که هی توضیح بدی چی آزارت داده،چی دلتو شکسته،چی باعث شده از درون جمع بشی.
از یه جایی به بعد،آدم فقط ساکت میشه؛
و این سکوت،از هر حرفی تلختره..
تو خیلی چیزا رو نمیدونی..! تو نمیدونی چقد یواشکی نگات کردم.. تو نمیدونی چقد به داشتنت افتخار کردم.. تو نمیدونی شبا قبل خواب چقد بهت فک کردم.. تو نمیدونی وقتی ازم دور بودی چقد نگرانت میشدم و دلم برات تنگ میشد.. تو نمیدونی چقد دوست داشتنت تو قلبم ریشه کرده.. ؛ و اینم نمیدونی که چقد برام عزیزی..️
فکر میکنم یکی از ظالمانهترین تجربه های هر آدمی، تجربهی کور شدن یه ذوق خیلی عمیقه. یهو برای یه مدت طولانی همه چیز تاریک میشه.
مزاحم شو، روزت رو تعریف کن، غر بزن صدتا پیام بده، من واقعا زندگیت رو دوست دارم و همینطور نوتیفیکیشنهات رو.
یعنی چی که به من میگی حسودی، الان داری با چهار میلیارد دختر روی کره زمین زندگی میکنی من چیزی گفتم؟
