uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

Kanalga Telegram’da o‘tish

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
495
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-217 kun
+12430 kun
Postlar arxiv
شاید خوشت اومد
شاید خوشت اومد

این چه خوبه

پاشید ایده بدید عکس بفرستید خب

هیچی معلوم نیست

پینترستو دیروز کلی گشتم ولی تهش یه چیز به درد بخور پیدا نکردم

اره قشنگه فقط حس می‌کنم به وایب اینجا نمیاد

پروف اینجا پسندمه‌ها ولی پسندم نیست

خب بیاید هیدن صحبت کنیم

حوصلم سر رفته

‌   ‌       ‌    ‌تـبعــیدِ نــــور -   دیــفــــال؛
خـستگی در او شبـیه احساسـی گذرا نبود ؛ بـه سـرشتش بـدل شده بود . گویـی قـرن‌ها بارِ نامرئـی جهـان را بر دوش ڪشیده بود ؛شـب‌ها را خوب مےشناخت ؛ بـرای او سـرزمینـی بـود که ارواح زخـم‌هایـش در آن بیـدار میےشدند در تاریـڪی ؛ خاطـرات از گوشـه‌های فرامـوش‌ شده ذهنـش بیـرون می‌آمدند و دور قلبـش حلقــه می‌زدند ؛ خاطـراتی ڪه نه آنقدر زنـده بودنـد ڪه بتـوان دوبـاره لمسشان ڪرد و نـه آن‌ قـدر مـرده ڪه بتـوان از دسـتشان گـریـخـت . هر زخـمی که بر جـانـش نشـسـت ؛ تـنهـا درد نبـود؛ دگـردیسـی بود چیـزی در وجـودش بـا هر رنـج میےمرد و چیـزی تـاریڪ تـر به جــای آن متـولد میےشد . انـدوه، ابتدـا مهـمانـی غـریبـه بـود ڪه گـاه‌وبی‌گاه به خـانـه روحـش سـر می‌زد؛ امـا سـال‌ها بعـد، صـاحب‌خانـه شد و او را بـه گـوشـه‌ای از وجـود خـودش تبـعیـد ڪرد