کافه مستاجر پلاک ۱۲
Kanalga Telegram’da o‘tish
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 283
Obunachilar
+724 soatlar
+687 kun
+24030 kun
Postlar arxiv
2 287
آلبومِ The Story Of A Villain منتشر شد. این یکی متفاوتترین آلبومیه که ساختم، برخلافِ قبلیها، این یکی یک تِمِ کاملاً موزیکال و نمایشی داره. پس ازتون میخوام موقعِ خوندن و گوش دادن، حس کنید روی یک صندلی نشستید و دارید به یک تئاتر نگاه میکنم.
2 287
یه جوری سردرد دارم و چشمام میسوزه که رفتم یه ورق استامینوفن بگیرم فاکینگ ۸۰ تومن، خب چه کاریه از این به بعد چفیه میبندم سرم.
2 287
از زمین و زمان داره بلا سرم میاد. ببخشید که پیشتون نیستم یا اصلاً نیستم. فقط میخوام این دوره تموم بشه یه نفسِ راحت بکشم. اتفاقایی که داره برام میوفته هیچکدومش دستِ خودم نیست و تنها کاری که میتونم بکنم اینه که مدیریتِ بحران در شرایطِ سخت داشته باشم.
2 287
همیشه برام سوال بود که چرا توی خانوادههای ایرانی به اجبار، باید تظاهر کنی که حالت خوبه و اگر کمی حالت بد باشه انگار گناهِ بزرگی مرتکب شدی؟ کاش اینکه بعضی روزا عادیه حالت بد باشه، چه به عنوانِ یک فردِ دو سه ساله، چه یک فردِ بیست یا سی ساله، کاملاً طبیعیه که دلت بخواد صبح تا شب زیرِ پتو زار بزنی و به هیچکسم ربطی نداره چه مرگته. کاش این موضوع نرمالایز میشد.
2 287
راستی حواسم به کسایی که اینجا بهم لطف داشتن و هوامو داشتن هست. سگم اگه یه جا بهم نیاز داشتید، براتون جبران نکنم.
2 287
دلم عشق وَرزیدن، محبت کردن، مراقب بودن، احساسات بروز دادن و عاطفی بودن میخواد. دلم عشق دیدن، محبت دیدن، امنیت داشتن، احساسات دریافت کردن... میخواد.
2 287
من دیگه نمیدونم بیشتر از این چقدر باید بخوابم که کمبودِ خوابِ سه شب ِاخیر جبران بشه. دیگه از خوابیدن خسته شدم، بسه دیگه. چرا سرحال نمیشم؟ پیر شدیما.
2 287
اگه یهو غیب شدم نگران نشید. من برم دو سه روز بخوابم بلکه این دو سه شب نخوابیدنم جبران بشه.
2 287
همین که الان که توی پارک نشستم یدونه پروانه اومد روی دستم نشست. کیوتترین اتفاقی که میتونستم امروز تجربهش کنم.
2 287
واسه ارشد انتخاب رشته هم کردم. اگه رشتهی انیمیشن قبول بشم همه رو زخمی میکنم.
2 287
از ساعت ۶ عصر بیرون بودم، گوشیمو خونه جا گذاشته بودم، نیم ساعت پیش برگشتم. یکی یه پیام نباید به من بده نامردا؟
2 287
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
آدمها شاید کلماتت رو فراموش کنن؛ اما حسی که در حضور تو نسبت به خودشون داشتن رو به راحتی از یاد نمیبرن.
