uz
Feedback
کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

Kanalga Telegram’da o‘tish

سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه می‌نویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلم‌ها، شب‌های طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشته‌ها، پلی‌لیست‌ها، و هر چیزی رو پیدا می‌کنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 827
Obunachilar
+624 soatlar
+527 kun
+10530 kun
Postlar arxiv
هنوز که هنوزه توی ناشناس و پیوی از من می‌پرسن چنلت‌ چی شد و چرا فعالیت نمی‌کنی؟ حس می‌کنم قراره تا ابد ادامه داشته باشه 😭

شاید تقصیرِ خودمه که انقدر اهمیت‌ می‌دم، همه چی برام مهمه، و بیخیال شدن رو بلد نیستم.

یک هفته‌ی اخیر طوری گذشت که انگار قصد داشتم از‌ وسطِ اتوبان رد بشم، یه نگاه به چپ‌ و راستِ جاده انداختم و وسطِ راه، هواپیما از روم رد شد.

منم همینطور.

من توی حالتِ عادی فوبیای عروسک دارم و این پدرسگ دم به دقیقه میاد توی اکسپلورِ اینستام.

انگار من و این دنیا و چیزایی که برام ارزشمندن باهمدیگه توافق کردیم هیچ‌وقت به هم نرسیم.

منظورم فقط روابط نیستا، مثلاً من یه جعبه داشتم که اسمش جعبه‌ی یادگاری‌ها بود. توش پر بود از وسایل کوچیکی که بقیه بهم یادگاری داده بودن، از فندک و خودکار گرفته، تا عینکی که جا مونده بود و انگشتر و غیره. اون همه سال از جعبه مراقبت کردم، حواسم بود یه خط روی خودش و وسایل نیوفته. توی اسباب‌کشی، گُم شد جعبه.

من واقعاً هرچیزی که می‌گذره و هر طوری که اتفاق میوفته، برام مهمه. برام مهمه چطوری شروع بشه، چطوری ادامه پیدا کنه، چطوری نگهداری و مراقبت بشه، چطوری تموم بشه. همیشه هم سعی می‌کنم حواسم رو جمع کنم و همه‌ی تلاشم رو می‌کنم به شیوه‌ی خودم. باز تهش می‌بینم به بی‌ارزش‌ترین شکلِ ممکن تموم شده.

کاش حداقل آدم اگه قراره یه چیزی رو از دست بده، بخاطر یه چیزی از دست بده که ارزشش رو داشته باشه.

حسِ فیزیک‌دانی رو دارم که چند سال اخیرش رو داشت صرف تحقیق کردن روی سیاهچاله‌ای که به زودی قرار بود زمین رو نابود کنه مطالعه می‌کرد و یه شبه نتیجه کل زحماتش به باد رفت، طوری که انگار هیچ‌وقت سیاهچالی وجود نداشت و چندسالِ اخیرِ عمرش رو بیهوده زحمت کشید.

یه جوری کل اکسپلورم‌ شده GtaVI که انگار می‌تونم داشته باشمش، یکی به اکسپلورم بگه من تو‌ ایرانم بخدا 😭

یه بار دیگه پست بذارم نره توی اکسپلور، می‌رم دایرکتِ اینستاگرام بهش فحش می‌دم. این چندوقته هم تلگرام، هم اینستاگرام جفتشون دارن سعی می‌کنن بنده رو عن کنن.

دوستِ عزیزی که گفتی هرموقع‌ ناشناس می‌دی جواب نمی‌دم، من جوابِ همه رو توی بات می‌دم، ولی هیچ‌وقت نتونستم جوابِ شما رو بدم و هرموقع زدم روی ارسالِ پیام، پیامی ارسال نمی‌شه، نمی‌دونم چرا. خواستم در جریان باشی.

معرفیِ فیلم و سریالا رو اینجا ادامه بدم یعنی؟

دلم می‌خواد همه‌ی فیلمای Marvel universe رو یه بار دیگه از اول تا آخر ببینم.

نیاز دارم کل دنیا رو بذارم روی سایلنت. مخصوصاً صدای فکرهای توی سرم.

چون قول داده بودم هرجا، هر کمکی نیاز داشتید می‌تونید رو من حساب کنید، گفتم بد قولی نکنم. ‎.
ایشون کلاس های آنلاین آموزش طراحی چهره رو شروع کرده و می‌تونید ۰ تا ۱۰۰ طراحی چهره رو یاد بگیرید، هزینه دوره‌ها و اطلاعاتِ دقیق‌تر رو توی کانالشون گفتن، یه نگاه بندازید، اگه دوست داشتید عضو بشید. @artnazanin_2 . ‎خونه‌ی ایشون هم با اینکه خیلی تازه‌ساخته، دوست‌داشتن اگه باقی دوستانِ چنل مایل بودن، مهمونشون بشن @gharighll

حسم، وقتی باقی چنل‌های قدیمیِ تلگرام رو می‌بینم:

توی پلی لیستم داشتم می‌گشتم، اینا رو توی مسیر نونوایی و صف و برگشتنی و در حالِ املت درست کردن گوش دادم. گفتم شماهم گوش بدید.