کافه مستاجر پلاک ۱۲
Открыть в Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
2 292
Подписчики
+824 часа
+627 дней
+24630 дней
Архив постов
2 292
تا آلبومِ بعدی، امیدوارم از شنیدن و خوندنشون لذت ببرید.
آلبومِ " تیمارستان. "
به زودی.
2 292
خب رفقا، پس از تلاشهای فراوان، آلبومِ "فرزندانِ نفرین شده" به پایان رسید. همینطور که میدونید صفر تا صدِ این آهنگا با هوشِ مصنوعی ساخته شده، متنهای هر ترک با خودمه. به غیر از the killer و illusion of freedom ، اولی رو با کمکِ امیر نوشتم و دومی رو امیر خودش نوشته.
2 292
جدیداً خیلی به خودم میگیرم همه چی رو و هرکی هرچی میگه فکر میکنم منظورش منم. وسطِ بازی مافیا بودیم، خانومه داشت به آقاهه تارگِت میزد که چرا درمورد مجسمه اون گاوه شوخی کردی که حواسمونو پرت کنی؟ تو مافیایی. آقا بلند شد به من اشاره کرد گفت بابا این گاو واسه قبل از این بود که کارتها پخش بشه. بعد من فکر کردم منو میگه، خیلی جدی بهش گفتم من گاوم؟ گفت شما نه، مجسمهی پشتسرت. تا نیم ساعت داشتن میخندیدن. هرهر و مرض.
2 292
بعضی آدما سطحِ گُندهگوزیشون اینطوریه که شما بری بهشون بگی "من گُه خوردم." طرف میگه: "نههه! منم گُه خوردم، تو کجا گُه خوردی؟ من توی جنگلهای آمازون بودم، اونجا یه گوریل رید، گُه اونو خوردم، تازه توی ظرف با قاشق طلا هم خوردم." زهرمار بابا اول و آخرش گهتو خوردی دیگه، این چُسی بازیات دیگه واسه چیه.
2 292
با هربار سوختنِ کف دست و باسنم وقتی مینشینم روی صندلیِ ماشین، پشتِ فرمون، لَهلَه میزنم از گرمای هوا و این آفتابِ داغ، با هربار سوختنِ کونم، به یک عدد تابستونفن فحش میدم.
2 292
قضاوتِ چی؟ :/ من این همه دلقک بازی درآوردم اینجا، یعنی الان همه فکر میکنن من دلقکم؟
2 292
Repost from منی که تمام میشود.
لحن حرف زدنت و کلماتی که به کار میبری، همگی نشاندهندهی شخصیت و شعور تو هستن؛ پس لطفاً با دقت حرف بزن، چون ممکنه دیگران از روی نحوهی صحبت کردنت، شخصیتت رو قضاوت کنن.
2 292
خیلی تلاش کردم تا پیداش کنم و بتونم اینجا بذارمش. لطفاً زیاد بهش توجه کنید.
2 292
کمکم دارم به این نتیجه میرسم که علاوه بر اسپاتیفای، ساوندکلود هم گاهی چیزای خوبی بهم معرفی میکنه.
2 292
لینکشو بفرستید واسه باریستاها و کسایی که توی کافه کار میکنن :))) شاید به دردشون خورد.
2 292
تازه همین الان کارهای ماشین تموم شد. از ۱۰ صبح برق ندیدم. رفتم اداره بیمه، برقشون رفته بود. گفتن ساعت ۱۲ میاد. ۱۲ که برق اومد کار من تموم شد. رفتم جوشکاری برای سپر ماشین، و صافکاری و نقاشی، برق نداشتن. یعنی تازه رفته بود. گفتن ساعت ۲ میاد. ساعت ۲ برگشتم خونه ناهار بخورم، برقمون رفت. ساعت ۴ که برقمون اومد باید ماشینو میبردم مکانیکی، رسیدم اونجا، اونجام برقشون رفته بود. یعنی نوبتی هر قبرستونی که رسیدم برقشون رفت.
2 292
یکبار که اسیرِ خرج و تعمیر ماشین بشید و کل روزتون توی تعمیرگاه و مکانیکی هدر بره تصمیم میگیرید ماشینتون رو بذارید توی پارکینگ و از این به بعد هرجا خواستید برید با اسنپ برید. گور پدر ماشین.
