uz
Feedback
جالببود | JaLebBooD

جالببود | JaLebBooD

Kanalga Telegram’da o‘tish

قدرت گرفته از شما ؛ کسخل محتوامون جالبه ! https://t.me/JaLebBooD2

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
4 702
Obunachilar
-1624 soatlar
+6387 kun
+2 50530 kun
Postlar arxiv
فرضیه یک ایه از فرح پول میخواد(کلا وضع مالی خوبی نداشتن و خونه‌ایی که ایه گرفته تو حومه شهر بوده) و همون شب درخواستشو بعد لز چندبار رد شدن توسط فرح مطرح میکنه تا اینکه جفتشون میزنن به سیم اخر و ایه میگه فرح اول بهم حمله کرد و منم واسه دفاع از خودم رفتم و با چاقوی اشپزخونه بهش حمله کردم و وقتی ضربه اولو زدم فرح می‌خندیده انگار میخواسته منو عصبانی کنه و منم عصبی شدم و چنتا ضربه چاقو کارشو تموم کردم @JaLebBooD2 | کیمیآ

حالا میرسیم انگیزه قتل که واسه همه سوال بوده اما متاسفانه پلیس فقط تونسته طبق گفته ها دوتا فرضیه مطرح کنه @JaLebBooD2 | کیمیآ

و اینجا بوده که وقتی محمد احضار میشه از طریق محمد و محدوده ایی که ایه رو دیده میفهمن که خونش کجاست میرن در خونه ایه و ایه هم انتظار همچین روزیو میکشیده خودشو تحویل میده و به همچی اعتراف میکنه و نبیلم دستگیر میشه @JaLebBooD2 | کیمیآ

و ببینید ایه حتی به اینکه فرح لباس نو خریده یا معلماش از فرح تعریف میکردن حسودیش میشده🤡 و یطورایی میمیک صورتش تغییر میکرده @JaLebBooD2 | کیمیآ

تصمیم میگیرن که جنازه رو اتیش بزنن و میزنن اما طبق گفته های خودش اتش به حدی وسیع میشه که ممکن بوده خونه هم اتیش بگیره و مسئله دیگه بوی اون جنازه در حال اشتعال بوده
ایه و نبیل بعد اینکار تصمیم به خروج جسد میکنن و خب جنازه یه ادم تو کیسه جا نمیشه و مجبور میشن در کمال بی رحمی جفت پاهاشو قطع کنن
و ایه هم واسه اینکه موضوع شک برانگیز نشه خودش به تنهایی میره و کیسه رو کشون کشون با خودش میبره تا اینکه محمد اینو کنار خیابون می‌بینه و میگه به ایه که کمک لازم نداری
ایه هم بخاطر اینکه بیشتر رد خودشو پاک کنه میگه چرا اگه میشه این کیسه رو واسم بنداز دور
و وقتی محمد میره کیسه رو از ایه بگیره از بوی بدش حالش بد میشه و می‌پرسه این چیه؟ و بازم ایه خیلی عادی میگه خونمون چند روز برق نداشت و اینا مرغ و گوشت فاسد شدست
محمد کصخل @JaLebBooD2 | کیمیآ

اینجا فلش بک میخوریم به شبی که فرح کشته شد ایه وقتی فرح کشته میشه جنازه رو خارج نمیکنه بلکه جنازه رو توی خونش نگه میداره و چند شبانه روز باهاش زندگی میکنه
به حدی جنازه فرح دچار فساد میشه(با توجه به شرایط اب و هوایی مصر) که همسایه ها صداشون در میاد که این بوی چیه که از خونت میاد و اسایشو از ما گرفته
فک کنید چقد مونده جسدش که بوش یه محل رو گرفته
ایه هم که خیلی ترسیده با صاحب خونش نبیل تماس میگیرع و همه چیو به اون لو میده و میگه که اره من قتل کردم و جنازه تو خونم دارم
نبیل هم میگه وا عزیزم نگرانی نداره تیز میام پیشت حرومز @JaLebBooD2 | کیمیآ

و یه سوال دیگه که پیش میاد اینه که اون کیسه چطور به دست محمد رسیده؟ @JaLebBooD2 | کیمیآ

اما خب پلیس میره چک کن تتو رو اما پوستی نمونده که تتویی بمونه و نکته قابل توجه ماجرا این بوده که جسد دوتا پا نداشته و همین سوال پیش میاد که چرا باید فقط دوتا پاش قطع بشه
شروع میکنن به جمع اوری فیلم های دوربین مداربسته اطراف منطقه‌ایی که جسدو پیدا کردن و می‌ببین یه اقایی با یه موتور سه چرخه میاد اون کیسه رو میندازه توی جوب فاضلاب اما بخاطر بزرگ بودنش اب نمیتونه اونو با خودش ببره
و وقتی پلاکو چک میکنن اون موتور متعلق بوده به یه اقایی به اسم محمد و اون اقا رو احضار میکنن و وقتی که ازش می‌پرسن که توی کیسه چی بوده اونم خیلی ریلکس میگه زباله
و پلیس میگه نه جانم زباله نبوده بلکه جسدی بوده که به احتمال زیاد متعلق به فرح محمد(شهرتش محمد. بوده)عه و محمد خیلی شدید واکنش میده و خیلی مضطرب بوده و میگه که واقعا من فک کرد میکردم که زبالس و طبق واکنشاش و همکاری با پلیس میفهمن که نه بیگناههه
@JaLebBooD2 | کیمیآ

و قضیه واسه خانواده فرح اونجایی بودار میشه کت گوشی فرح خاموش بوده و جواب نمیداده
و خانوادشم تا چند روز اول به پلیس اعلام نمیکنن و خودشون دنبالش میگشتن
و خالهه هم نمیدونسته که حتی خونه ایه. کجاست و با دایی و بقیه که دنبالش میگردن تصمیم میگیرن بالاخره بعد چند روز به پلیس گزارش کنن که فرح گم شدن و دنبالش بگردید تا یه مدت هیچ خبری نمیشه تا میرسیم به اونجایی که رفتگر جسد مذکور رو پیدا میکنه و خانواده فرح میرن واسه تایید هویت
اما همونطور که گفتم جسدش تجزیه شده بود و استخوناش معلوم نبود و خاله‌ی فرح نمی‌خواسته قبول کنه که خواهر زادش مرده و میگه تحقیق کنین و اعلام میکنه که فرح یه تتو به اسم مادرش داره
@JaLebBooD2 | کیمیآ

فرح و ایه هم خیلی باهم دوست شدن و فرح همیشه با ایه رفت و امد داشته
یکی از همین روزا خاله میگه فرح من دارم میرم دیدن مادرت و یسری خوراکی و وسایل براش ببرم تو هم بیا که مامانت دلتنگته
(مکالمه تلفنی بوده)
فرح هم میگه نه امشبو قراره با ایه بمونمو تا خود صبح گسیپ کنیم😜😜
و داشتن واسه مسافرت پلن میکردن ایه و فرح اون شبو باهم میگذرونن اما شب واسه فرح صبح نمیشه
@JaLebBooD2 | کیمیآ

و شماره رد و بدل میکنن و توی خونه‌‌ایی که ایه اجاره کرده بوده دو نفری گرلز نایت میزارن خاله‌هه هی به فرح میگفته فرح مراقب باش فرح تو دیگه زندگیت جا واسه کیر جدید نداره هاااا ببین کی گفتم فرحم میگه وا خالههه تیفونه شدیا @JaLebBooD2 | کیمیآ

وقتی تو خونه مادربزرگه بوده اینا یه همسایه داشتن به اسم ایه این ایه یه بدبخت کیر به بختی مثل فرح بوده
منتهی هفت سال از فرح شونزده ساله‌‌ی ما بزرگتر بوده و توی یه تولیدی خیاط بوده
اینا سر کصکلک و حوصله سر رفتگی میان باهم دوست میشن بعد این رفت و امدا فرح که دلش خیلی پر بوده میاد از کیرایی که خورده میگه آیه هم میگه برگام سیسی منم فمیلی ایشوز دارم منم مامان بابام طلاق گرفتن منم بگا رفتم
اره خلاصه چون خیلی بدبختیای مشترک داشتن میان باهم سیسی میشن
تا فرح میره خونه خالش (برگشتیم زمان حال)
اینا همچنان باهم دوست و سیسی میمونن و روز به روز کیرشون بیشتره میره تو قلب هم
@JaLebBooD2 | کیمیآ

حالا بزارید باید یکم فلش بک بزنم @JaLebBooD2 | کیمیآ

اره خلاصه خالش میاد فرحو گردن می‌گیره @JaLebBooD2 | کیمیآ

شاید باورتون نشه اون مامانبزرگه هم ریغ رحمتو سر میکشه @JaLebBooD2 | کیمیآ

این رفت خونه مادر بزرگ پدریش ولی بگین بعدش چیشد @JaLebBooD2 | کیمیآ

خلاصه مادر شوهرشم یه کیر به لاو لایفش میزنه و فرح طلاق میگیره این فرحم بعد طلاق هی از این خونه به خونه تو فامیلا میچرخیده تا اینکههههه @JaLebBooD2 | کیمیآ

حالا بگین بعدش چیشد @JaLebBooD2 | کیمیآ

در سن یازده سالگی شوهر میکنه😂😂😂😂😂 فرح عقلت به مامانت رفته @JaLebBooD2 | کیمیآ

خلاصه فرح میگه من که این همه کیر معنوی خوردم بزار یه فیزیکیشم بخورم دیگه😜😜😜 اگه گفتین چبکار میکنه @JaLebBooD2 | کیمیآ