جالببود | JaLebBooD
Открыть в Telegram
قدرت گرفته از شما ؛ کسخل محتوامون جالبه ! https://t.me/JaLebBooD2
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
4 702
Подписчики
-1624 часа
+6387 дней
+2 50530 дней
Архив постов
4 701
فرضیه یک
ایه از فرح پول میخواد(کلا وضع مالی خوبی نداشتن و خونهایی که ایه گرفته تو حومه شهر بوده)
و همون شب درخواستشو بعد لز چندبار رد شدن توسط فرح مطرح میکنه تا اینکه جفتشون میزنن به سیم اخر و ایه میگه فرح اول بهم حمله کرد و منم واسه دفاع از خودم رفتم و با چاقوی اشپزخونه بهش حمله کردم
و وقتی ضربه اولو زدم فرح میخندیده انگار میخواسته منو عصبانی کنه و منم عصبی شدم و چنتا ضربه چاقو کارشو تموم کردم
@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
حالا میرسیم انگیزه قتل که واسه همه سوال بوده
اما متاسفانه پلیس فقط تونسته طبق گفته ها دوتا فرضیه مطرح کنه
@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
و اینجا بوده که وقتی محمد احضار میشه از طریق محمد و محدوده ایی که ایه رو دیده میفهمن که خونش کجاست
میرن در خونه ایه و ایه هم انتظار همچین روزیو میکشیده خودشو تحویل میده و به همچی اعتراف میکنه
و نبیلم دستگیر میشه
@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
و ببینید ایه حتی به اینکه فرح لباس نو خریده یا معلماش از فرح تعریف میکردن حسودیش میشده🤡
و یطورایی میمیک صورتش تغییر میکرده
@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
تصمیم میگیرن که جنازه رو اتیش بزنن و میزنن اما طبق گفته های خودش اتش به حدی وسیع میشه که ممکن بوده خونه هم اتیش بگیره و مسئله دیگه بوی اون جنازه در حال اشتعال بوده
ایه و نبیل بعد اینکار تصمیم به خروج جسد میکنن و خب جنازه یه ادم تو کیسه جا نمیشه و مجبور میشن در کمال بی رحمی جفت پاهاشو قطع کنن
و ایه هم واسه اینکه موضوع شک برانگیز نشه خودش به تنهایی میره و کیسه رو کشون کشون با خودش میبره تا اینکه محمد اینو کنار خیابون میبینه و میگه به ایه که کمک لازم نداریایه هم بخاطر اینکه بیشتر رد خودشو پاک کنه میگه چرا اگه میشه این کیسه رو واسم بنداز دور
و وقتی محمد میره کیسه رو از ایه بگیره از بوی بدش حالش بد میشه و میپرسه این چیه؟ و بازم ایه خیلی عادی میگه خونمون چند روز برق نداشت و اینا مرغ و گوشت فاسد شدستمحمد کصخل @JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
اینجا فلش بک میخوریم به شبی که فرح کشته شد ایه وقتی فرح کشته میشه جنازه رو خارج نمیکنه بلکه جنازه رو توی خونش نگه میداره و چند شبانه روز باهاش زندگی میکنه
به حدی جنازه فرح دچار فساد میشه(با توجه به شرایط اب و هوایی مصر) که همسایه ها صداشون در میاد که این بوی چیه که از خونت میاد و اسایشو از ما گرفتهفک کنید چقد مونده جسدش که بوش یه محل رو گرفته
ایه هم که خیلی ترسیده با صاحب خونش نبیل تماس میگیرع و همه چیو به اون لو میده و میگه که اره من قتل کردم و جنازه تو خونم دارمنبیل هم میگه وا عزیزم نگرانی نداره تیز میام پیشت حرومز @JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
اما خب پلیس میره چک کن تتو رو اما پوستی نمونده که تتویی بمونه و نکته قابل توجه ماجرا این بوده که جسد دوتا پا نداشته و همین سوال پیش میاد که چرا باید فقط دوتا پاش قطع بشه
شروع میکنن به جمع اوری فیلم های دوربین مداربسته اطراف منطقهایی که جسدو پیدا کردن و میببین یه اقایی با یه موتور سه چرخه میاد اون کیسه رو میندازه توی جوب فاضلاب اما بخاطر بزرگ بودنش اب نمیتونه اونو با خودش ببره
و وقتی پلاکو چک میکنن اون موتور متعلق بوده به یه اقایی به اسم محمد و اون اقا رو احضار میکنن و وقتی که ازش میپرسن که توی کیسه چی بوده اونم خیلی ریلکس میگه زباله
و پلیس میگه نه جانم زباله نبوده بلکه جسدی بوده که به احتمال زیاد متعلق به فرح محمد(شهرتش محمد. بوده)عه و محمد خیلی شدید واکنش میده و خیلی مضطرب بوده و میگه که واقعا من فک کرد میکردم که زبالس و طبق واکنشاش و همکاری با پلیس میفهمن که نه بیگناههه@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
و قضیه واسه خانواده فرح اونجایی بودار میشه کت گوشی فرح خاموش بوده و جواب نمیداده
و خانوادشم تا چند روز اول به پلیس اعلام نمیکنن و خودشون دنبالش میگشتن
و خالهه هم نمیدونسته که حتی خونه ایه. کجاست و با دایی و بقیه که دنبالش میگردن تصمیم میگیرن بالاخره بعد چند روز به پلیس گزارش کنن که فرح گم شدن و دنبالش بگردید تا یه مدت هیچ خبری نمیشه تا میرسیم به اونجایی که رفتگر جسد مذکور رو پیدا میکنه و خانواده فرح میرن واسه تایید هویت
اما همونطور که گفتم جسدش تجزیه شده بود و استخوناش معلوم نبود و خالهی فرح نمیخواسته قبول کنه که خواهر زادش مرده و میگه تحقیق کنین و اعلام میکنه که فرح یه تتو به اسم مادرش داره@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
فرح و ایه هم خیلی باهم دوست شدن و فرح همیشه با ایه رفت و امد داشته
یکی از همین روزا خاله میگه فرح من دارم میرم دیدن مادرت و یسری خوراکی و وسایل براش ببرم تو هم بیا که مامانت دلتنگته(مکالمه تلفنی بوده)
فرح هم میگه نه امشبو قراره با ایه بمونمو تا خود صبح گسیپ کنیم😜😜
و داشتن واسه مسافرت پلن میکردن ایه و فرح اون شبو باهم میگذرونن اما شب واسه فرح صبح نمیشه@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
و شماره رد و بدل میکنن و توی خونهایی که ایه اجاره کرده بوده دو نفری گرلز نایت میزارن
خالههه هی به فرح میگفته فرح مراقب باش فرح تو دیگه زندگیت جا واسه کیر جدید نداره هاااا ببین کی گفتم
فرحم میگه وا خالههه تیفونه شدیا
@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
وقتی تو خونه مادربزرگه بوده اینا یه همسایه داشتن به اسم ایه این ایه یه بدبخت کیر به بختی مثل فرح بوده
منتهی هفت سال از فرح شونزده سالهی ما بزرگتر بوده و توی یه تولیدی خیاط بوده
اینا سر کصکلک و حوصله سر رفتگی میان باهم دوست میشن بعد این رفت و امدا فرح که دلش خیلی پر بوده میاد از کیرایی که خورده میگه آیه هم میگه برگام سیسی منم فمیلی ایشوز دارم منم مامان بابام طلاق گرفتن منم بگا رفتم
اره خلاصه چون خیلی بدبختیای مشترک داشتن میان باهم سیسی میشنتا فرح میره خونه خالش (برگشتیم زمان حال)
اینا همچنان باهم دوست و سیسی میمونن و روز به روز کیرشون بیشتره میره تو قلب هم@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
خلاصه مادر شوهرشم یه کیر به لاو لایفش میزنه و فرح طلاق میگیره
این فرحم بعد طلاق هی از این خونه به خونه تو فامیلا میچرخیده
تا اینکههههه
@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 701
خلاصه فرح میگه من که این همه کیر معنوی خوردم بزار یه فیزیکیشم بخورم دیگه😜😜😜
اگه گفتین چبکار میکنه
@JaLebBooD2 | کیمیآ
