Aziz
Kanalga Telegram’da o‘tish
خود عزیز مثل عکس کارت ملیش عزیز: @aziz_jan_del چت: @Aziz_joonbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
416
Obunachilar
+6724 soatlar
+897 kun
+13330 kun
Postlar arxiv
458
رضای عبد فنا در رضای معبود است
به کام ما است هر چه بُوَد به کام حسین...
عزیز عشق کرد با شعر شما هم عشق کنید
458
شبی یاد دارم که یاری عزیز از در در آمد؛ چنان بیخود از جای برجستم که چراغم به آستین کشته شد. (سریع پاشدم به طوری که شمع خاموش شد از باد پاشدنم)
سَرَیٰ طَیْفُ مَنْ یَجْلُو بِطَلْعَتِهِ الدُّجیٰ
شگفت آمد از بختم که این دولت از کجا؟
بنشست و عتاب آغاز کرد که: مرا در حال بدیدی چراغ بکشتی، به چه معنی؟(منو دیدی چرا چراغ و خاموش کردی)
گفتم: به دو معنی: یکی آن که گمان بردم که آفتاب برآمد و دیگر آن که این بیتم به خاطر بود:
چون گرانی به پیشِ شمع آید
خیزش اندر میان جمع بِکُش
ور شکرخندهایست شیرینلب
آستینش بگیر و شمع بکش
عزیز از سعدی علیه الرحمه خواند
