uz
Feedback
اَز تو چه‌‌پِنهون؛

اَز تو چه‌‌پِنهون؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

عشقت رسد به فریاد. +کوچیک همه شما،آقای‌ِخاص هستم. (دانشجوی رشته شیمی،نویسنده،خیلی کم مذهبی). حرفاتو بده به پستچی واسم بیاره: @postpenhonbot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
320
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-130 kun
Postlar arxiv
یا حسن ابن علی ایها العسکری.mp33.76 MB

صبرها کردم که شاید کار آسان می‌شود گاه انسان از صبوری‌ها پریشان می‌شود لب به بدنامی رسید از بس که مضمون‌ساز شد بوسه در اوج تمنا سهم دستان می‌شود نونهالی تا جوانی در بلوغ دیدن است باد می‌افتد به دامان تو طوفان مى‌شود شادمانم بین خوب و بد نشد عمرم تلف هر کسی که عمر بفروشد پشیمان می‌شود لحظه‌اى يادت نبودم چهره‌ات از ياد رفت جهل از دروازه‌ى غفلت نمايان مى‌شود ./سید‌‌تقی‌سیدی/.

گلاب به روی همه شما بزرگواران و صاحب دلان و صاحب نظران عزیز،تو یکی از دستشویی های حرم بودم،وایستاده بودم تا نوبتم بشه برم داخل،برای اینکه حوصلم سر نره و سه چهار نفر جلوییم رو نبینم،هعی سر میچرخوندم تا خودمو با صحبت های بقیه سر گرم کنم.تو همین سر چرخوندن های عجیب زندگی،دیدم یکی از خدماتی های حرم،با یه مینی طی دستی مشغول تمیز کردن آینه های سرویس بهداشتی و جلوگیری از لک شدن اون ها بود.بیشتر که نگاهش کردم دیدم بنده خدا وضعیت جسمانی کاملا سالمی نداره و یه معمولیت کمی داخل دست چپش دیده می شد.راستش ته دلم به حال خودمو امثال خودم خندیدم.به خودم گفتم دیدی طی کش اقا هم نشدیم،نشدیم واسه اقا کسی که بیاد آینه های سرویس بهداشتی حرمشو تمیز کنه،این دیگه کمترین کاره،همونم نشدیم امیررضا،یعنی لیاقت همون شدن رو هم نداشتیم.

«تو پایان تمام جستجو های منی.»
«تو پایان تمام جستجو های منی.»

میخواهم دوست داشته بشم،جمله ای که خیلی این روزها به خدا میگم،دوست دارم کسی که دوسش دارم منو دوست داشته باشه،به شدت دنبال اینم،نمیدونم چرا،سوال مبهم و بی جواب یکی دو سال زندگیمه،چرا مثل خیلی های دیگه که هم سن منن بی خیال این موضوعات نیستم،شاید شکست هایی که پشت هم رخ داد باعث شد خلأ عاطفی در من ایجاد بشه و این خلأ هر روز بزرگ و بزرگ تر بشه طوری که دیگه نتونستم با هیچ سیمانی پرش کنم.شایدم میخوام دوست داشته بشم تا بفهمم اره،من هم دوست داشتنی هستم،یا شایدم قدرت نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن از طرفی که دوسش دارم بیش از بقیه در من جریان داره.

«زین روی شدی مقیم در دارالذکر»
«زین روی شدی مقیم در دارالذکر»

میخندی و من نخ به نخ فکرامو دود میکنم تو واقعا بی خبری،من وانمود میکنم.

Roode Sookhte.mp38.83 MB

تو قاصدکی دور از باد،من ساکت قبل از فریاد.

Alireza Ghorbani - Bi Gonah.mp39.23 MB

کاش منم با تموم شدن محرم و صفر،تموم میشدم.

در اين هوا كه گرفته‌ست و گاه بارانيست هوا هواى زيارت، هوا خراسانيست…

درمیره خستگیم تو بغلت فقط،به جز همین بغل،چیزی نمیخوام ازت

در به درم دنبال پناه اومدم.mp34.97 MB

دلم از شوق دیدار ضریحت چون کبوتر شد برایم پر زدن سوی بهشت تو میسر شد عجب جایی عجب شاهی عجب سلطان و زواری خیالم رفت آنجا چشم اینجا ناگهان تر شد شفا آنجا صفا آنجا دوای درد ها آنجا همه آنجا و اینجا هیچ این آشفته مضطر شد حقیر و بی سر و پا هستم آن دلتنگ نالایق که دلتنگی من بعد از زیارت صد برابر شد دلم مثل درختی بی ثمر خشکیده بود اما به لطف یک نگاه حضرت سلطان صنوبر شد دلم پر میکشد سوی ضریح تو زمانی که بپوشم آن لباسی را که با عطرت معطر شد زمانی که به مشهد آمد آن عبد گنهکارت به لطفت از زمین تا آسمان یک فرد دیگر شد ./سید‌حسن‌آقامیری/.

«سیاه،مِثل شبای من.»
+1
«سیاه،مِثل شبای من.»

می‌خواهم اقلا یک‌ نفر باشد که با او از همه‌ چیز، همان‌ طور حرف‌ بزنم که با خودم حرف‌ می‌زنم.

من امیدوارم واقعاً دل به دل راه داشته باشه.

Alireza Ghorbani - Golhaye Barankhordeh.mp39.32 MB

صبر، داروی تلخی است که بسیاری از مصیبت‌ها و رنج‌ها را مداوا می‌کند.