-𝟔𝟕𝟐𝟐
Yopiq kanal
تِکه ای از وجودِ مَن، برای هَمیشه سوخت..
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
497
Obunachilar
+224 soatlar
-237 kun
+9230 kun
Postlar arxiv
506
Repost from «سهشنبهها با دایانودو🦕»
به اونجای تابستون رسیدم که همش حس میکنم وقتی پاییز بشه اوضاع بهتر میشه و حالم هم بهتر میشه.
506
من به اوناییکه حساس نیستن حسادت میکنم، هیچی رو جدی نمیگیرن، وحشت نمیکنن، میدونن چطور نادیده بگیرن، وقتشون رو با فکر کردن بیش از حد تلف نمیکنن، دلبستگی ندارن، به این آدمها حسودیم میشه چون وقتی کسی رو دوست دارم کوچکترین تغییر توی لحن حرف زدن یا رفتارش میتونه به شدت اذیتم کنه.
506
تمومِ
زندگیمُ
به چِشمایِ
تو دادم...
عُمری
به پات
نِشَستَم
دِل به
کسی نَدادم
مُنتَظِرَم یه
روزی
تُ باشی
دَر کِنارَم
506
دلم میخواد بیشتر زندگی کنم، بیشتر بیرون برم، بیشتر بخونم؛ اما فقط مثل یه جنازه خودمو از امروز به فردا می کشم.
506
روزایی که بهم سخت میگذشت، بارها آرزو میکردم که وقتی گوشیم رو چک میکنم، یه پیام از تو داشته باشم؛ ولی امان از توعه لعنتی..
506
از دلتنگی های بزرگسالی متنفرم. نه میتونی حرف بزنی و نه میتونی کاری انجام بدی براش. تهش بتونی یه نفس عمیق بکشی و ادامه بدی.
506
زندگی اینجوریه که
قویای، قویای، قویای، قویای،
یهو یه موزیک پلی میشه
صدای شکستن استخوناتو میشنوی.
