505
Kanalga Telegram’da o‘tish
I'm going back to 505
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 290
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
-230 kun
Postlar arxiv
1 291
I can see it in your eyes, that you wanna get out I can see it in your eyes, that you need it right now That you need it right now That you wanna get out That you need it right now That you wanna get out
1 291
اگه کسی را پیدا کردی که از من بهتر باشد حتما مرا فراموش کن، همه آدم های دنیا لایق بهترین اند، پس چرا تو نباشی؟
1 291
من آغاز می کنم یه پاییز پر از مرگ یه لحظه ی مهیج از خرد شدن آهن من افسرده نیستم این واقعیت ها غرق کرده قایق بی پاروی من رو تا ته حس می کردم از وجودم زندگی عبور کرد تو بندِ بندِ بودنم خورشید طلوع کرد تو دشت طلایی پروانه ها، یه دختر میون بوته ها آروم گُلارو بو می کرد نگاهم می کرد، درد ها و رنج رفتن احساس می کردم، خوشبخت خوشبختم نگاهم می کرد که زندگی چه زیباست آروم آروم به خواب رفتم
