uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

قَهوهُ‌ایِ

قَهوهُ‌ایِ

Kanalga Telegram’da o‘tish

.خوش دارم برگردی، اما اگر برنگشتی بدان که قصه می‌شوی؛ همان قصه‌ای که می‌گویمش تا دخترم را خواب کنم✦1₁₅

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
288
Obunachilar
-124 soatlar
-27 kun
+830 kun
Postlar arxiv
چه غریب مانده‌ای ای دل نه غمی.. نه غمگساری نه در انتظار یاری نه ز یار انتظاری.... "ابتهاج"

پسر روز نمیخواد،آرامش دختر خوشگله رو میخواد.

‏از لحاظ روحی احتیاج دارم یه نفر کش موی منو بندازه دستش.

تنها دلیلی که هنوز به عشق و دوست داشتن باور دارم، اینه که میبینم خودم چجوری میتونم بقیه رو دوست داشته باشم.

داستان اولین بوسه.
داستان اولین بوسه.

"به یاد فرزندانی که سهمشان از فردا یک نام ماندگار شد..."

photo content

شاید تو رفته باشی اما غمت هیچ وقت از دلم بیرون نمیره .

گل سنگم گل سنگم؛ چی بگم از دل تنگم... :)! بانو هایده لایق بار ها شنیده شدنه

گل سنگم.mp35.13 MB

می‌خواستم از اُمید بنویسم، از خنده‌هایِ بلند، دلخوشی‌هایِ کوچک و شادی‌هایی که سهمِ آدم‌هاست؛ اما یادم آمد قلمم جوهرش تمام شده، غم فوران کرده و شهر زیرِ هجومِ موشک‌هایِ خانه‌خراب‌کن، می‌لرزد. یادم آمد اینجا خاورمیانه است؛ جایی که نااُمیدی، پیش از انسان‌ها، در رَحِمِ روزگار نطفه بسته است. یادم آمد قلم را شکسته‌اند، دست‌ها را به اندوه گره زده‌اند و رؤیاهایِ کوچک، پیش از تولد، میانِ خیابان‌ها، زمستان‌هایِ ادامه‌دار و خون‌هایِ جاری، ناتمام ماند.

" زنی که در سکوت می‌سوزد، در شعر طغیان می‌کند."

و غم، در چشمانمان شنا می‌کرد؛ حتی میانِ شادی‌ها و صادقانه‌ترین لبخندها.

- مرغ شبخوان که با دلم می‌خواند . .

امروز اونجام که هوشنگ‌ابتهاجِ عزیز میگه: نمی‌دانم چه میخواهم بگویم، غمی در استخوانم میگدازد.

Ovozli xabar00:53

Ovozli xabar00:01

اين تابستونم تموم شد بدون تو..