𝑰𝒏𝒇𝒊𝒏𝒊𝒕𝒆𝒔𝒐𝒖𝒍
Kanalga Telegram’da o‘tish
وَتَنِت وَطَنَم💤
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
743
Obunachilar
+6524 soatlar
+1577 kun
+60030 kun
Postlar arxiv
768
من مدتیست دیگر شبیه خودم نیستم؛
انگار چیزی درونم بیصدا خاموش شده و من فقط دارم روزها را به دوش میکشم.
نه دلم میخواهد کسی نجاتم بدهد،
نه میتوانم به چیزی فکر کنم،
نه چیزی را احساس کنم،
نه میخواهم جایی بروم،
نه معاشرتی داشته باشم و نه حتی حوصلهی توضیح دادنِ این همه درد را دارم.
768
این پروسه از چشم افتادن هم واقعا ترسناکه، با یه رفتار یا یه حرف یهو کل بتهایی که ازش ساختی میشکنه و همهچیز تموم میشه.
768
نگران اومدن پاییز باشم؟ مگه تو باغ ما گلی باقی مونده؟ لاله های وطن توی زمستون از دست رفتن.
768
من قبل از اینکه از دستت ناراحت بشم اول از دست خودم ناراحت میشم که اصلا چرا اجازه دادم تو انقدر مهم بشی که من رو ناراحت کنی.
768
حالا درسته که ما مووآن کردیم و الان گور بابای شما ولی این حقیقت و نمیشه نادیده گرفت که قلبمون کدر شد از اون به بعد.
768
دختراهم همینطور برای خودتون وقت بزارید از یسری از روابطی که پسر اون رابطه وفادار نیست چیزی در نمیاد.
