𝑰𝒏𝒇𝒊𝒏𝒊𝒕𝒆𝒔𝒐𝒖𝒍
前往频道在 Telegram
وَتَنِت وَطَنَم💤
显示更多未指定国家未指定类别
762
订阅者
+10724 小时
+2647 天
+70730 天
帖子存档
756
من مدتیست دیگر شبیه خودم نیستم؛
انگار چیزی درونم بیصدا خاموش شده و من فقط دارم روزها را به دوش میکشم.
نه دلم میخواهد کسی نجاتم بدهد،
نه میتوانم به چیزی فکر کنم،
نه چیزی را احساس کنم،
نه میخواهم جایی بروم،
نه معاشرتی داشته باشم و نه حتی حوصلهی توضیح دادنِ این همه درد را دارم.
756
این پروسه از چشم افتادن هم واقعا ترسناکه، با یه رفتار یا یه حرف یهو کل بتهایی که ازش ساختی میشکنه و همهچیز تموم میشه.
756
نگران اومدن پاییز باشم؟ مگه تو باغ ما گلی باقی مونده؟ لاله های وطن توی زمستون از دست رفتن.
756
من قبل از اینکه از دستت ناراحت بشم اول از دست خودم ناراحت میشم که اصلا چرا اجازه دادم تو انقدر مهم بشی که من رو ناراحت کنی.
756
حالا درسته که ما مووآن کردیم و الان گور بابای شما ولی این حقیقت و نمیشه نادیده گرفت که قلبمون کدر شد از اون به بعد.
