اینجادیوانهایمینویسد!
Kanalga Telegram’da o‘tish
من؟ شاید هیچکاره، شاید هم نیمچه نویسنده. @Thecrrazyhearbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
6 901
Obunachilar
-22024 soatlar
+3 1877 kun
+2 74330 kun
Postlar arxiv
این روزها حس دوندهای رو دارم که برای مسابقهی دو آماده بود اما چند دیقه قبل مسابقه متوجه شد کفشهاش رو خونه جا گذاشته و مجبوره با کفشهایی مسابقه رو شروع کنه که مناسبِ دو نیستن.
حوئیچر واقعا کسیه که من همیشه احترام زیادی براش قائلم. نزدیک سهساله که باهم رفیقیم. چیزهای زیادی یادم داده و هنوز هم یاد میده. و شاید جزو معدود آدمهاست که بودنش باعث میشه زندگی زیاد اذیتکننده نشه.✨
بهم نگو دوستت دارم. برام کتاب بخر، چایی بریز، برام نامه بنویس، کتاب بخون، بگو فلان چیزو دیدم یادت افتادم. برام آهنگ بفرست و با آهنگ حرفاتو بهم بگو، ذوقم رو کور نکن، بهم توجه کن و از گل نازکتر نگو.
خودت که قرار نیست اینو بفهمی، اما من هنوز هم چکت میکنم. یهو به خودم میآم میبینم ساعتهاست در حالیکه آهنگهای اکانتت رو گوش میدم، به پروفایلت زل زدم.
Repost from اینجادیوانهایمینویسد!
اگه یهروزی نبودم، قول بده فراموشم نکنی. فراموش نکن که من خیلی جنگیدم، زمین خوردم، اذیت شدم، از دست دادم. فراموش نکن که عاشق بودم! عاشقِ پاییز، عاشقِ چای، عاشقِ جزئیاتِزندگی و عاشقِ بعضی از این موجودات دوپا. فراموش نکن که من زیاد نوشتم، زیاد خوندم، زیاد گفتم و تو ارتباطاتم زیادی بودم. فراموش نکن خیلی دلم میخواست زندگی کنم، اما گاهی دنیا باهام کنار نمیاومد و قبولم نمیکرد. و در نهایت بخاطر همین تفاوتها حذفم کرد، چون براش خطرناک بودم. پس قول بده فراموش نکنی که یهوقتی یهدیوونهای لا به لای اینهمه عاقل، مینوشت و زندگی میکرد.
