es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

Fernweh

Fernweh

Canal cerrado

غربت برای جایی که هنوز نه دیده ای نه رفته ای دلتنگ جایی که هنوز آنجا نیستی درد میل به رفتن

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 545
Suscriptores
+324 horas
+107 días
+3130 días
Archivo de publicaciones
Fernweh
1 539
من تمام دین خود را در طوافِ چشم تو هفتمین دورم کجا بود؟ دور اول باختم

Fernweh
1 539
Sorun değil, geçer..hep geçer. Ama bilmiyorum, geçince benden geriye ne kalır اشكالى ندارد میگذرد ، هميشه میگذرد ، اما نمیدانم ، وقتى بگذرد ازمن چه باقى میماند

Fernweh
1 539
دست و پا گر بشکند ، با نسخه درمان میشود چشم گریان هم دمی با بوسه خندان میشود ای خدا هرگز نبینم بشکند قلب کسی دلشکسته باطنش از ریشه ویران میشود

Fernweh
1 539

Fernweh
1 539
او مرا میخواست اما لب به انکار گشود پای عقل و منطقی بودن در این کار گشود خواستم ابر خیالش را زه فکرم رد کنم او لبانم را به کام تلخ سیگار گشود

Fernweh
1 539
نه بیمارم ، نه خوشحالم ، نه از حالم خبر دارم گهی با جان گهی با دل ، گهی از هردو بیزارم گهی خوشحال و خندانم ، گهی از درد بیتابم گهی بیدارم ولی خوابم ، گهی در خواب و هشیارم گهی بیگانه از خویشم، گهی بیگانه هم خویشم گهی آنم ، گهی اینم ، گهی سر در گریبانم گهی در شور و در سازم ، گهی با غصه دم‌سازم گهی شاد و غزل خوانم، گهی از درد بیتابم چه غوغاییست در این عالم ،که من حیران حیرانم

Fernweh
1 539
کعبه ام هستی و میگردم به دورت تا ابد گرچه آیین طواف از دور هشتم باطل است

Fernweh
1 539

Fernweh
1 539
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید راستش زورِ منِ خسته به طوفان نرسید گرچه گفتند بهاران برسند مال منی قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید شهریار

Fernweh
1 539
ای دل اگر تنها شدی آواره ی گریان مشو از ترس تنها ماندنت سربار این و آن مشو سرمای تنهایی به از گرمای دست ناکسان صد سال تنها باش و گرم از ناجوانمردان مشو

Fernweh
1 539
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

Fernweh
1 539
نازنینا، ما به ناز تو جوانی داده‌ ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن، با ما چرا؟ شهریار

Fernweh
1 539
یارمن وحریف من، خوب من و لطیف من چست من و ظریف من، باغ من و بهار من ای تن من خراب تو، دیده ی من سحاب ت ذره ی آفتاب تو، این دل بی‌قرار من مولانا

Fernweh
1 539
تو تمنای من و یار من و جان منی پس بمان تا که نمانم به تمنای کسی

Fernweh
1 539
دیدار تو حل مشکلات است صبر از تو خلاف ممکنات است سعدی

Fernweh
1 539
دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی آیا شده از شدت دلتنگی و غصه هعی بغض کنی گریه کنی شعر بخوانی؟

Fernweh
1 539
داش میخوای بدونی من چقدر خودم و دوست دارم ؟ اونقدر که انگار که کون اسمون باز شده فقط من اومدم .

Fernweh
1 539
گاهی فکر میکنم تمام این سال هارا برای ساختن تصویری بی نقص از تو هدر داده ام .

Fernweh
1 539
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

Fernweh
1 539
من ندانستم از آن اول تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی