Fernweh
Canal cerrado
غربت برای جایی که هنوز نه دیده ای نه رفته ای دلتنگ جایی که هنوز آنجا نیستی درد میل به رفتن
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 545
Suscriptores
+324 horas
+107 días
+3130 días
Archivo de publicaciones
1 539
Sorun değil, geçer..hep geçer. Ama bilmiyorum, geçince benden geriye ne kalır
اشكالى ندارد میگذرد ، هميشه میگذرد ، اما نمیدانم ، وقتى بگذرد ازمن چه باقى میماند
1 539
دست و پا گر بشکند ، با نسخه درمان میشود
چشم گریان هم دمی با بوسه خندان میشود
ای خدا هرگز نبینم بشکند قلب کسی
دلشکسته باطنش از ریشه ویران میشود
1 539
او مرا میخواست اما لب به انکار گشود
پای عقل و منطقی بودن در این کار گشود
خواستم ابر خیالش را زه فکرم رد کنم
او لبانم را به کام تلخ سیگار گشود
1 539
نه بیمارم ، نه خوشحالم ، نه از حالم خبر دارم
گهی با جان گهی با دل ، گهی از هردو بیزارم
گهی خوشحال و خندانم ، گهی از درد بیتابم
گهی بیدارم ولی خوابم ، گهی در خواب و هشیارم
گهی بیگانه از خویشم، گهی بیگانه هم خویشم
گهی آنم ، گهی اینم ، گهی سر در گریبانم
گهی در شور و در سازم ، گهی با غصه دمسازم
گهی شاد و غزل خوانم، گهی از درد بیتابم
چه غوغاییست در این عالم ،که من حیران حیرانم
1 539
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید
راستش زورِ منِ خسته به طوفان نرسید
گرچه گفتند بهاران برسند مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید
من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید
شهریار
1 539
ای دل اگر تنها شدی
آواره ی گریان مشو
از ترس تنها ماندنت
سربار این و آن مشو
سرمای تنهایی به از
گرمای دست ناکسان
صد سال تنها باش و
گرم از ناجوانمردان مشو
1 539
یارمن وحریف من،
خوب من و لطیف من
چست من و ظریف من،
باغ من و بهار من
ای تن من خراب تو،
دیده ی من سحاب ت
ذره ی آفتاب تو،
این دل بیقرار من
مولانا
1 539
دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هعی بغض کنی گریه کنی شعر بخوانی؟
1 539
داش میخوای بدونی من چقدر خودم و دوست دارم ؟
اونقدر که انگار که کون اسمون باز شده فقط من اومدم .
