uz
Feedback
شڪلـاتِ ٺـلخ‌ ‌ ‌ ‌

شڪلـاتِ ٺـلخ‌ ‌ ‌ ‌

Kanalga Telegram’da o‘tish

تڪہ‌ـہاےخࢪ‌‌د‌شده‌ےڦلب‌شٻشه‌ای ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ @sweetcndybot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
221
Obunachilar
+324 soatlar
+97 kun
+930 kun
Postlar arxiv
‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌ 𝖸︎𝗈𝗎 𝖼︎𝖺𝗇︎ 𝗌𝖾𝖾 𝗁︎𝖾𝗋 𝗂𝗆︎𝗆︎𝖾𝗋𝗌𝖾𝖽 ‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ΞǪ 𝗂𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝖻︎𝖾𝖺𝗎𝗍𝗒 🎸

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ︐ در شـب‌هـای اکـتـبـر مـیـلان، شـبـیـه شـهـری‌سـت کـه چـیـزی را بـه یـاد آورده بـاشـد؛
خیابان‌ها آرام‌تر می‌شوند، چراغ‌ها پشت مهِ نازکِ شب رنگ می‌بازند و باران، بی‌آنکه عجله‌ای برای تمام شدن داشته باشد، روی سنگ‌فرش‌های قدیمی شهر می‌نشیند. کافه‌ها گرم‌تر از همیشه به نظر می‌رسند و پشت هر پنجره، سایه‌ای از زندگی جریان دارد که هیچ‌وقت سهم تو نخواهد شد. شاید زیباییِ بعضی شهرها همین باشد اینکه حتی وقتی هیچ‌کس منتظرت نیست، باز هم می‌توانند دلت را برای چیزی که دیگر وجود ندارد، تنگ کنند. در میلان، گذشته هیچ‌وقت واقعاً تمام نمی‌شود. در بوی قهوه‌ی تلخِ صبح‌ها،‌ در صدای دورِ تراموا، در صندلیِ خالیِ کافه‌ای که سال‌هاست کسی روی آن ننشسته، و در خیابان‌هایی که هنوز ردِ قدم‌های آدم‌هایی را نگه داشته‌اند که مدت‌هاست از زندگیِ ما عبور کرده‌اند. اینجا، هر چیزی می‌تواند خاطره باشد. یک آهنگ از پنجره‌ای نیمه‌باز، یک عطر میان ازدحام، دست‌هایی که لحظه‌ای از کنار دستت عبور می‌کنند، یا غروبی که بی‌دلیل، بیشتر از تمام غروب‌های دیگر شبیه گذشته است. شاید آدم هیچ‌وقت از کسی که دوستش داشته، عبور نمی‌کند؛ فقط آن‌قدر دور می‌شود که بتواند بدون ایستادن، از کنار خاطره‌اش رد شود. و من هنوز فکر می‌کنم دلتنگی، غمِ نبودن نیست. دلتنگی، شکلِ دیگری از حضور است؛ حضورِ چیزی که دیگر نیست، اما آن‌قدر عمیق در تو مانده که نبودنش هم نمی‌تواند از تو بیرونش کند. برای همین است که بعضی آدم‌ها می‌روند، بعضی فصل‌ها تمام می‌شوند، بعضی درها برای همیشه بسته می‌مانند؛ اما یک شهر، می‌تواند تا آخرین روزِ زندگی‌ات آدرسِ کسی را در قلبت نگه دارد.

‌ ‌ ‌ بعضـے شهࢪها ࢪا نمی‌شۅد تࢪک ڪࢪد؛ چۅن جایی اࢪ تۅ، هنوز دࢪ آن‌ها زندگـے می‌ڪند.
+4
‌ ‌ بعضـے شهࢪها ࢪا نمی‌شۅد تࢪک ڪࢪد؛ چۅن جایی اࢪ تۅ، هنوز دࢪ آن‌ها زندگـے می‌ڪند.

sticker.webp0.12 KB

` از آن پس، خـانه دیگر همان خانه نبود؛ هر گوشه‌اش چیزی از تو را در خود پنهان کرده بود و هر بار که چشم می‌گرداندم، دلم چیزی را به یاد می‌آورد که نمی‌بایست. روزهـا می‌گذشتند، اما من در همان شامِ رفتــنت مانده بودم؛ گویی زمان برای همه پیـش می‌رفت و سهمِ مـن از آن، تنها چشم‌ به‌راهیِ بی‌پـایانی بود که هر شب در تاریکیِ اتاق، بیـدار می‌ماند..

وای رنگش چقدر خوشگله😭 مرسییی مشمش

این خیلی نازه مرسییی مشنضنس😭😭

💥 این پیامو فور کنید؛ بگم از روی اسم و پروفایل چنلتون، چنلتون چه تایپ شخصیتی‌ایه.
حتما جوین باشید چک میشه‼️
به چندتا چنل رندوم استارز میدم
جوین نباشی نمیزارمت خانوم

Repost from N/a
فورکنید بگم چی باعث میشه چنلتون بهتر بشه🍰
لیمیت ده چنل اول

فـــــور کــن ایراد صفر تا صد چنلتو بگم !
صرفاً نظر شخصیه و جنبه داشته باشید
دیلی فور نشه ! ( از دیلی نمیشه ایراد گرفت )
لیمیت : جوین باش

یه تم مشخص نداره