خانه کتاب کالاگان
Kanalga Telegram’da o‘tish
نشانی: بندر انزلی- خیابان سیمتری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحهای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعهها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 106
Obunachilar
+524 soatlar
+487 kun
+21030 kun
Postlar arxiv
2 106
۸ مهر | روز دریانوردی
دریا، برای آنکه میرود، راه است؛
برای آنکه میماند، انتظار.
هر کشتی که از اسکله جدا میشود،
جایی دور، چراغ خانهای را کمنورتر میکند؛
و هر بار که از افق برمیگردد،
کسی دوباره نفس راحتی میکشد.
در شمال، از دلِ مه و باران،
و در جنوب، زیر آفتابِ بیامان،
مردانی هستند که سهمشان از خانه،
گاهی فقط صداییست پشت تلفن
و عکسی که باید به آن خیره ماند.
کالاگان، کنار اسکله ایستاده است؛
با چشم به کشتیها
و دل به راهِ دورشان.
برای همهی دریانوردان ایران؛
هر کجا که آب، شما را با خود میبرد،
دعای خیرِ این خانه بدرقهی راهتان.
و برای آنهایی که در خشکی منتظرند:
امیدواریم هیچ چراغی،
بیخبر از بازگشت، تا صبح روشن نماند.
2 106
آدم گاهی دلش میخواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خواندهاست حرف بزند، درست انگار دارد دورهاش میکند. اما کو تا یکی اینطور و آنهمه اخت پیدا بشود؟
هوشنگ گلشیری
2 106
Repost from N/a
نمایش هادِس
نویسنده و کارگردان : مهرنوش ثابت نیا
تهیه کنندگان : مسعود و مجید ایرانخواه
📆از ۱۲ مهر
⏱️ساعت ۱۸
📍تماشاخانه مانیاد
🔹لینک مستقیم تهیه بلیت👇
https://tiw.al/tZsP
📱رزرو تلفنی
۰۹۲۲۰۷۵۰۰۶۷
2 106
معرفی کتاب | عالیجناب کیشوت
گراهام گرین
ترجمهٔ رضا فرخفال
«عالیجناب کیشوت» روایتی است از سفر دو مرد که در ظاهر چندان شبیه هم نیستند: کشیشی سادهدل و کمادعا که خود را از نوادگان دون کیشوت میداند، و شهرداری کمونیست و سابقاً مخالف کلیسا.
آن دو در سفری جادهای، از شهری به شهر دیگر میروند و دربارهٔ ایمان، سیاست، شک، آزادی و معنای زندگی با یکدیگر بحث میکنند؛ اما کمکم روشن میشود که این سفر فقط جابهجایی میان چند شهر نیست. هر کدام، در مواجهه با دیگری، ناچار میشود دوباره به باورهای خودش نگاه کند.
گراهام گرین در این کتاب، بهجای آنکه میان ایمان و بیایمانی یکی را برنده کند، گفتوگویی انسانی میان دو جهانبینی متفاوت میسازد؛ گفتوگویی که گاهی طنزآمیز است و گاهی تلخ.
«عالیجناب کیشوت» کتاب آدمهایی است که با وجود اختلاف عقیده، هنوز میتوانند کنار هم بنشینند، سفر کنند و حرف بزنند.
شاید همین، یکی از ارزشمندترین چیزهایی باشد که از یک رمان میشود خواست.
#کالاگان
#معرفی_کتاب
2 106
عشق، داغیست که تا مرگ نیاید نرود
هرکه بر چهره از این داغ، نشانی دارد...
#سعدی
2 106
«اگر من، که خود گناهکارم، با تو مهربانم و بر تو رحم میکنم، خدا که بینهایت مهربانتر و رحیمتر است، چقدر بیشتر بر تو رحم خواهد کرد.»
فئودور داستایفسکی | برادران کارامازوف
2 106
«تنها فایدهٔ تاریخ این است که از مطالعهاش انسان به ترقی و آیندهٔ بشر هم ناامید میشود.»
صادق هدایت | توپ مرواری
2 106
داستان یک کلمه: هشتگ؛
امروز اگر بخواهیم موضوعی را در شبکههای اجتماعی دستهبندی یا پیدا کنیم، کافی است یک # پیش از کلمهای بگذاریم:
#کتاب
اما hashtag از کجا آمد؟
واژهٔ hash در انگلیسی نامی قدیمی برای علامت # است. ریشهٔ دقیق نام hash برای این علامت محل بحث است، اما این نشانه پیش از شبکههای اجتماعی هم کاربردهای مختلفی داشت؛ از جمله در برنامهنویسی و ارتباطات تلفنی.
داستان هشتگِ امروزی از سال ۲۰۰۷ جدی شد؛ زمانی که کریس مسینا، طراح و برنامهنویس، پیشنهاد کرد کاربران توییتر برای دستهبندی گفتگوها از علامت # پیش از واژهها استفاده کنند.
پیشنهاد سادهای بود، اما خیلی زود به یکی از شناختهشدهترین شیوههای دستهبندی محتوا در اینترنت تبدیل شد.
پس:
hash:
(#) نام رایج این علامت
tag :
برچسب
hashtag:
برچسبی که با # ساخته میشود.
و «هشتگ» فارسی هم در واقع ترجمهٔ معنایی مستقیمی نیست؛ نامی است که از ترکیب آواییِ هشت و تگ ساخته شده و در فارسی جا افتاده است.
#کالاگان
#قصه_واژهها
2 106
«همین که کوچکترین نشانهای از امید پدیدار شد، سلطهٔ طاعون پایان یافت.»
آلبر کامو | طاعون
2 106
بر ما گذشت نیک و بد، اما تو «روزگار»
فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست!
#عماد_خراسانی
2 106
گفتارِ رکیک و استفادهٔ بیمحابا از الفاظ رکیک، نشانهٔ صمیمیت یا روشنفکری نیست.
آدم میتواند شوخ، صمیمی، بیتکلف و حتی عصبانی باشد و همچنان حرمت کلمات را نگه دارد.
ادب، تشریفات اضافه نیست؛ بخشی از فرهنگ گفتگوست.
گاهی چنان به استفاده از الفاظ رکیک عادت میکنیم که گمان میکنیم صراحت، یعنی بیپروایی در زبان؛ حال آنکه صراحت، بیش از آنکه به تندی کلمات وابسته باشد، به روشنی اندیشه گره خورده است.
رعایت ادب، بخشی از کیفیت اندیشیدن و زیستن ماست.
شاید بد نباشد میان این دو تفاوت بگذاریم:
بیپروایی در اندیشه، با بیپروایی در زبان یکی نیست.
#کالاگان
2 106
گذار یا گزار؟
این دو را خیلی وقتها به جای هم مینویسیم، در حالی که معنایشان یکی نیست.
گذار از «گذاشتن» میآید؛ یعنی قرار دادن، نهادن، وضع کردن:
قانونگذار
بنیانگذار
سرمایهگذار
نامگذاری
اثرگذار
اما گزار از «گزاردن» میآید؛ یعنی انجام دادن، بهجا آوردن یا ادا کردن:
نمازگزار
کارگزار
خدمتگزار
سپاسگزار
برگزار کردن
یک راه ساده برای تشخیص:
اگر بتوانی بهجای آن «گذاشتن» بگذاری :
گذار
اگر بتوانی «انجام دادن / بهجا آوردن» بگذاری:
گزار
قانونگذار: قانون را میگذارد.
نمازگزار: نماز را بهجا میآورد.
پس:
گذار: گذاشتن
گزار: انجام دادن
#کالاگان
2 106
معرفی کتاب |باغ در باغ
هوشنگ گلشیری
«باغ در باغ» مجموعهای از نوشتهها، نقدها، گفتوگوها و مقالههای هوشنگ گلشیری دربارهی ادبیات و داستان است؛ کتابی که در آن میشود با بخشی از ذهنِ نویسندهای روبهرو شد که داستان را فقط روایت یک ماجرا نمیدانست.
گلشیری در این نوشتهها از داستان و زبان، از نویسنده و خواننده، از ادبیات کلاسیک و معاصر و از شیوههای روایت حرف میزند؛ گاهی با نقد یک اثر و گاهی با توضیح چیزی که در پسِ ساختن یک داستان میگذرد.
«باغ در باغ» مناسب کسی است که میخواهد دربارهی داستان خواندن و داستان نوشتن فکر کند.
کتابی برای خواندن ادبیات، و کمی هم برای نگاه کردن به پشت صحنه ادبیات.
#کالاگان
#معرفی_کتاب
2 106
اورسولا گفت: ما از اینجا نمیرویم،
همینجا میمانیم، چون در اینجا صاحب فرزند شدهایم.
خوزه گفت: اما هنوز مُردهای در اینجا نداریم،
وقتی کسی مُردهای زیرخاک ندارد، به آن خاک تعلق ندارد.
اورسولا با لحنی آرام و مصمم گفت:
اگر قرار باشد من بمیرم تا بقیه در اینجا بمانند، خواهم مُرد...
گابریل گارسیا مارکز | صد سال تنهایی
2 106
بعضی واژهها و نشانهها آنقدر وارد زندگی روزمرهمان شدهاند که دیگر به معنایشان فکر نمیکنیم.
اینجا چند مورد آشنا را باز میکنیم و میبینیم هر کدام مخفف چه عبارتی هستند و در فارسی چه معنایی دارند.
QR Code:
Quick Response
پاسخ سریع
کدی دوبعدی که برای دسترسی سریع به اطلاعات یا یک نشانی اینترنتی به کار میرود.
GPS
Global Positioning System
سامانهٔ موقعیتیابی جهانی
سامانهای برای تعیین موقعیت جغرافیایی با کمک ماهوارهها.
SMS
Short Message Service
خدمات پیام کوتاه
همان پیام متنی کوتاهی که سالها پیش از پیامرسانهای امروزی، شیوهٔ اصلی ارسال پیام با تلفن همراه بود.
ATM
Automated Teller Machine
دستگاه خودپرداز
دستگاهی که امکان انجام برخی خدمات بانکی، مانند دریافت وجه نقد، را بدون مراجعه به باجه فراهم میکند.
GIF
Graphics Interchange Format
قالب تبادل گرافیکی
یک قالب تصویری که از رنگهای محدود پشتیبانی میکند و بهدلیل امکان نمایش چند تصویر پشت سر هم، برای ساخت تصویرهای متحرک کوتاه بسیار رایج شده است.
#کالاگان
#زبان
