uz
Feedback
A Little Death! 🪷

A Little Death! 🪷

Kanalga Telegram’da o‘tish

Fix your shit? No. I'll burn it down and build a better one from the ashes. ( @Teeteeporinluv_bot ) With his name on every page.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
217
Obunachilar
+524 soatlar
+197 kun
+1530 kun
Postlar arxiv
ما هم پس ۲۰۰ نشیم؟

ما هم 570 نشیم ؟

اخجون پس😐😐

ایول😐😐😐😐😐😐

سلامممممم منم خیلی دوسش دارم😐

سلام میشه این🫵

تثتثتث اینا سناریو هام بودننننن به هرکدوم ری اکت بیشتری خورد همونو به عنوان سناریو ی ایو بعدی انتخاب میکنمممم

sticker.webp0.00 KB

سناریو ی دوم : یه قطار مرموز هر شب ساعت ۳ بامداد حرکت می‌کنه و به هیچ شهری نمی‌ره. مسافرهاش آدم‌هایی هستن که تو زندگی چیزی یا کسی رو گم کردن. یه سری از ادمه ها ( که باز نمیگم کین ) ، سوارش می‌شن و هر ایستگاه، یه راز از گذشته‌شون رو رو می‌کنه. آخرین ایستگاه، جاییه که باید بفهمن عشقشون تو زندگی قبل چطور تموم شده و آیا این بار می‌تونن نگهش دارن یا نه.

پنج زوج جوون( که نمیگم کیان فعلا ) تو بانکوک امروزی ، هر کدوم یه نشونه عجیب از زندگی قبلیشون دارن — نخ سرخ نامرئی، چهره‌های آشنا تو نقاشی، حس غریب تو اولین دیدار، خال زیر چشم، و خال مشترک. پیرزنی مرموز به نام مادام رز تو کافه‌ای قدیمی بهشون می‌گه تو زندگی قبل دو نفر از اون ها عاشق هم بودن و یه نفرین جداشون کرده. باید تا ماه کامل راز گذشته رو کشف کنن و نخ‌هاشون رو به هم گره بزنن، وگرنه برای همیشه از هم دور می‌شن.

sticker.webp0.00 KB

دوتاش رو میزارم ، هرکدوم بیشتر ری اکت گرفت میزارمش برای سناریوی ایو بعدی

دو تا سناریو دارم

sticker.webp0.00 KB

اهان اینو هم بهتون بگم

اخجون اخجونننن

عااااا جدی داره تموم میشه