رهاترین
Kanalga Telegram’da o‘tish
410
Obunachilar
-124 soatlar
+37 kun
+9930 kun
Postlar arxiv
409
کسانی که اصرار داشتند منو خانوم دکتر صدا کنن باید بگم که دکتر بودن به اخلاقه و ادب و منشن و انسانیته.
ممنون-
409
یه جوری جلو تلویزیون نشسته بودم با دقت گوش میدادم که مامانم گفت دارن ده نفر آخرو اعلام میکنن؟!
409
«به نظرم طعم نیست حسه ..
انگار یه سیم خاردار پیچیدن دور بدن و گلوت ؛
با هر تکون زخمیت میکنه و تنگ تر میشه
اونقدر بهت فشار میاره که بیحال میشی
اونقدر که نظاره گر خونریزی زخمات میشی
اونقدر که با خود میگی مرگ آسون تره
دلتنگی که مجبور به صبری انگار هر روز تشییع جنازتو میبینی اما دفن نمیشی
خلاصه دلتنگی اگر تهش وصال بشه
رو هر زخم مرهم بسته میشه
اما اگر فراقه
آخرش تمومت میکنه ..»
409
"دل تنگی را دو وجه است:
یا دلت تنگ است و یارت منتظر که طعم شور و اشتیاق میدهد،
و خدا نیاورد که دلت تنگ باشد و یارت در آغوش دیگری...آن هنگام مزه ی تلخ بد عهدی و تنهایی چنان شوکه ات میکند که گویی فرشته ی مرگ را دیده ای..."
409
بنظرم دلتنگی مزهی چای سردشدهست،
همون چیزی که یه زمانی گرم و شیرین بوده،
ولی حالا فقط مزهی نبودن میده.
