Faded Memories
Kanalga Telegram’da o‘tish
a place for the memories we were never ready to forget
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
926
Obunachilar
+524 soatlar
+167 kun
+3030 kun
Postlar arxiv
بیا باهم کارتون ببینیم و شیرکاکائو بخوریم .
بیا باهم بریم جنگل و وانتونز گوش بدیم .
بیا باهم شب بزنیم بیرون و بستنی بخوریم .
بیا باهم بریم ساحل به آسمون نگا کنیم .
بیا باهم پیتزا درست کنیم با پنیر اضافه .
بیا باهم از خاطرات بچگی بگیم و بخندیم .
بیا باهم زنگ در خونههارو بزنیم و فرار کنیم .
بیا باهم به دنیا و لبخند بزنیم و بریم .
بیا باهم کیک شکلاتی درست کنیم و بخوریم .
بیا باهم بمونیم تا ابد .
تو آبی بپوش، من دریا رو فراموش میکنم.
تو قرمز بپوش، من آتیش رو ول میکنم.
تو سفید بپوش، من برف رو میندازم کنار.
تو مشکی بپوش، من شب رو رها میکنم.
تو بنفش بپوش، من رنگِ دیگهای نمیبینم.
تو سبز بپوش، من بهار رو ول میکنم.
تو زرد بپوش، من خورشید رو فراموش میکنم.
فکر میکنم دلیل تغییر رفتار ناگهانی آدما اینه که یا به چیزی که ازت میخواستن رسیدن یا مطمئن شدن دیگه نمیرسن.
من بیشترین چیزی که در این مرحله از زندگیم میخوام، اینه که برم
از این خونه، از این شهر، از این کشور، از این دنیا.
هیچ کس خبر نداره تو چقدر زخم خوردی
هیچ کس خبر نداره تو چقدر صبر کردی
هیچ کس خبر نداره تو چقدر بخشیدی
هیچ کس خبر نداره تو چقدر شکستی
رک بگم هیچ کس.
از امید متنفرم، از درست میشه متنفرم، از آینده متنفرم، حتی کلمات هم برام غرق نفرتن. هیچ چیز جالبی وجود نداره، همهچیز غرق نفرته.
