Faded Memories
Kanalga Telegram’da o‘tish
a place for the memories we were never ready to forget
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
922
Obunachilar
-624 soatlar
-37 kun
+4030 kun
Postlar arxiv
در تعریفی از خودم؛ متعهد به شوهری که نیست، پایبند به کراش خیالی، مقاومت در برابر هر پیشنهاد.
یه روز از خواب بیدار میشی، صبحانهات رو میخوری، مسواکت رو میزنی، میری به کارهات برسی و دیر یا زود میفهمی که بهش فکر نکردی، به اون اتفاق، به اون روز، به اون حرف، به اون آدم.
دلم میخواد باور کنم همه چیز درست میشه؛ درست هم نشد حداقل بهتر شه. دلم میخواد زندگی چیزی بیشتر از دووم اوردن و نمردن باشه، دلم برای زندگیکردن خیلی تنگ شده.
اره من ادمیم که به طرز عجیبی حسودم،به طرز عجیبی نازک نارنجی و حساسم، به طرز عجیبی نوشخوار فکری دارم، به طرز عجیبی وابستم، به طرز عجیبی به آدمی که دوسش دارم ابراز علاقه میکنم..
اره، من اینم و دست خودم نیست.
متاسفم که اینو میگم اما اگه انقدر دوستت داشت و انسان سالم و بالغی بود و درست رفتار کردن رو بلد بود تو انقدر پژمرده نمیشدی.
ده از ده دوست دارمت، هشت تا برای تو
و یکی برای خنده ات و یکی هم برای صدایِ
تو؛ اما چشم ها که هزاران امان از چشم های تو...
محمود درویش
