دِࢪیا؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 018
Obunachilar
-1824 soatlar
+1897 kun
+23130 kun
Postlar arxiv
1 016
«محبوبِ من، در هرکجا که شما نباشید، من گمشدهام؛ فردا، به هر گوشهی جمعه که نگاه میکنم، یادِ شما آنجاست... که من، دائما در میان یادهای شما در رفتوآمد ام. هرروز... از یادی به یادی در گذرم...»
1 016
ﺧـﻮاﺑـﻴـﺪی ﺑـﺪون ﻻﻻﻳـی و ﻗﺼﻪ
ﺑﮕﻴﺮ آﺳﻮده ﺑﺨﻮاب بی درد و ﻏﺼﻪ
دﻳـﮕـﻪ ﻛـﺎﺑـﻮسِ زﻣـﺴﺘــﻮن نمیبینی
ﺗﻮی ﺧﻮاب ﮔﻠﻬﺎی ﺣﺴﺮت نمیچینی
1 016
بگذار سر به سینهی من تا که بشنوی
آهنگِ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیدهی سر در کمند را
بگذار سر به سینهی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغِ خستهجان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
تو آسمانِ آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستارههای تو را دانهچین کنم
با اشک شرمِ خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخندِ صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمهی شراب
بیمار خندههای توام، بیشتر بخند
خورشیدِ آرزوی منی، گرمتر بتاب
- فریدون مشیری
