uz
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 018
Obunachilar
-1824 soatlar
+1897 kun
+23130 kun
Postlar arxiv
«از تو ای شعر واقعا ممنون.»

شیش ماه از جنایت بزرگ گذشت. نامتان جاویدان. فراموشتان نخواهیم کرد.

𓆜

Repost from دِࢪیا؛
488_96904959462787 (1).mp33.66 MB

Repost from دِࢪیا؛
شبیه عصر جمعه‌ی یه شهر خالی من اینه حال هرشبم، تو در چه حالی؟

غروبِ جمعه، شبیه آخرین نگاهه، پیش از بسته شدنِ در.

-او می‌رود، و غم، با خانه تنها می‌ماند...

4_5877250054053444336.mp31.97 MB

«محبوبِ من، در هرکجا که شما نباشید، من گم‌شده‌ام؛ فردا، به هر گوشه‌ی جمعه که نگاه می‌کنم، یادِ شما آن‌جاست... که من، دائما در میان یادهای شما در رفت‌وآمد ام. هرروز... از یادی به یادی در گذرم...»

پس به گمانم، من تمامِ عمر عاشق بوده‌ام!

Video xabar00:40

چقدر نازنازیه ممنونممم😭💙🌊

Repost from N/a

ﺧـﻮاﺑـﻴـﺪی ﺑـﺪون ﻻﻻﻳـی و ﻗﺼﻪ ﺑﮕﻴﺮ آﺳﻮده ﺑﺨﻮاب بی درد و ﻏﺼﻪ دﻳـﮕـﻪ ﻛـﺎﺑـﻮسِ زﻣـﺴﺘــﻮن نمی‌بینی ﺗﻮی ﺧﻮاب ﮔﻠﻬﺎی ﺣﺴﺮت نمی‌چینی

Repost from FOu!
" شش ماه گذشت"، دی‌ماه خونین را فراموش نکنید.
" شش ماه گذشت"، دی‌ماه خونین را فراموش نکنید.

6ماه نگذشت . . .
18 - 19🕊

بگذار سر به سینه‌ی من تا که بشنوی آهنگِ اشتیاق دلی دردمند را شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده‌ی سر در کمند را بگذار سر به سینه‌ی من تا بگویمت اندوه چیست، عشق کدام‌ست، غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغِ خسته‌جان عمریست در هوای تو از آشیان جداست دلتنگم، آن‌چنان که اگر بینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت شاید که جاودانه بمانی کنار من ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت تو آسمانِ آبی آرام و روشنی من چون کبوتری که پرم در هوای تو یک شب ستاره‌های تو را دانه‌چین کنم با اشک شرمِ خویش بریزم به پای تو بگذار تا ببوسمت ای نوشخندِ صبح بگذار تا بنوشمت ای چشمه‌ی شراب بیمار خنده‌های توام، بیشتر بخند خورشیدِ آرزوی منی، گرم‌تر بتاب
- فریدون مشیری

قربونتون برمم💙🌞

چه عکس خوشگلییی کاش همیشه از خودت عکس بذاری😌