دِࢪیا؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 003
Obunachilar
-224 soatlar
-237 kun
+21130 kun
Postlar arxiv
1 002
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که من
زدهام فالی و فریادرسی میآید
1 002
«ارغوان، بیرقِ گلگونِ بهار
تو برافراشته باش
شعرِ خونبارِ منی
یادِ رنگینِ رفیقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان، شاخه همخونِ جدا مانده من…»
- هوشنگ ابتهاج
1 002
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب
جان و دل از عاشقان میخواستند
جان و دل را میسپارم روز و شب
تا نیابم آن چه در مغز من است
یک زمانی سر نخارم روز و شب
تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب
- مولانا
1 002
Repost from le vent nous portera
که قول دادهای و دادهام به ماهیها، بهار را از خاطر نمیبرم هرگز 🌿
1 002
هرروز رویاهای از دست رفتهی عزیزانِ ندیدهام رو شنیدم و دیدم، هرروز نامشون رو در دلم تکرار کردم، هرروز باهاشون حرف زدم، هرروز به جاشون زنده بودم و هرروز باهاشون مردم.
اما ادامه دادم، بخشی از وجودم رو زنده نگه داشتم، تکهای از جونم رو روشن نگه داشتم، مثل فانوسی کوچک در دلِ طوفان،
تا شبیهشون بشم
به جاشون بجنگم
آرزوشون رو آرزو کنم
و نام و یادشون رو زنده نگه دارم.. هر طور که بلدم.
"رسالتِ بازمانده، به یاد آوردن است."
- ۱۳ خرداد سال ۲۵۸۵
