دِࢪیا؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 001
Obunachilar
+224 soatlar
-597 kun
+21330 kun
Postlar arxiv
1 004
به یاد جاویدنام شهرم، کریم حیدری🕊️عزیزدلم، همیشه به یادشونیم... قسم به خون یاران ایستادهایم تا پایان.
1 004
داشتم چای مینوشیدم ؛
یکباره دلتنگش شدم ،
بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد .
همه با تعجب نگاهم کردند !
لبخندی زدم و گفتم : چقدر داغ بود . . .
1 004
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونهام؛
اما تو دریای عشقت باز یه گوشهای میمونم...
- فرح تجلی
1 004
هیچگاه تا ایرانزمین برقرار است، فراموش نخواهند شد؛ چون وطنپرستان در تاریخ این سرزمین ثبت شدند...
1 004
آخر گشوده شد ز هم آن پردههای راز
آخر مرا شناختی ای چشمآشنا
چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو
من هستم آن عروسِ خیالاتِ دیرپا
چشم من است اینکه در او خیره ماندهای
لیلی که بود؟ قصهی چشم سیاه چیست؟
در فکرِ این مباش که چشمان من چرا
چون چشمهای وحشیِ لیلی، سیاه نیست
در چشمهای لیلی اگر شب شکفته بود
در چشمِ من شکفته گل آتشینِ عشق
لغزیده بر شکوفهی لبهای خامُشم
بس قصهها ز پیچوخمِ دلنشینِ عشق
در بندِ نقشهای سرابی و غافلی
برگرد... این لبانِ من، این جامِ بوسهها
از دامِ بوسه راهِ گریزی اگر که بود
ما خود نمیشدیم چنین رامِ بوسهها!
آری، چرا نگویمت ای چشمآشنا؟
من هستم آن عروسِ خیالاتِ دیرپای
من هستم آن زنی که سبک پا نهاده است
بر گور سرد و خامُش لیلیِ بیوفا
- فروغ فرخزاد
