دِࢪیا؛
Відкрити в Telegram
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
1 008
Підписники
+124 години
-857 днів
+20430 днів
Архів дописів
1 005
ای آرزوی دیدهی بینا، چگونهای؟
وی مونس دلِ منِ تنها، چگونهای؟
دُر است صورت تو و دریاست چشم من
ای دُرِ دور مانده ز دریا، چگونهای؟
دل هدیهی تو کردم آن را نخواستی
جان تحفه میفرستم این را چگونهای؟
ای نورِ چشم مهر و گل بوستانِ حُسن
ما بیتو در همیم، تو بی ما چگونهای؟
- حسن غزنوی
1 005
به یاد جاویدنام شهرم، کریم حیدری🕊️عزیزدلم، همیشه به یادشونیم... قسم به خون یاران ایستادهایم تا پایان.
1 005
داشتم چای مینوشیدم ؛
یکباره دلتنگش شدم ،
بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد .
همه با تعجب نگاهم کردند !
لبخندی زدم و گفتم : چقدر داغ بود . . .
1 005
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونهام؛
اما تو دریای عشقت باز یه گوشهای میمونم...
- فرح تجلی
1 005
هیچگاه تا ایرانزمین برقرار است، فراموش نخواهند شد؛ چون وطنپرستان در تاریخ این سرزمین ثبت شدند...
1 005
آخر گشوده شد ز هم آن پردههای راز
آخر مرا شناختی ای چشمآشنا
چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو
من هستم آن عروسِ خیالاتِ دیرپا
چشم من است اینکه در او خیره ماندهای
لیلی که بود؟ قصهی چشم سیاه چیست؟
در فکرِ این مباش که چشمان من چرا
چون چشمهای وحشیِ لیلی، سیاه نیست
در چشمهای لیلی اگر شب شکفته بود
در چشمِ من شکفته گل آتشینِ عشق
لغزیده بر شکوفهی لبهای خامُشم
بس قصهها ز پیچوخمِ دلنشینِ عشق
در بندِ نقشهای سرابی و غافلی
برگرد... این لبانِ من، این جامِ بوسهها
از دامِ بوسه راهِ گریزی اگر که بود
ما خود نمیشدیم چنین رامِ بوسهها!
آری، چرا نگویمت ای چشمآشنا؟
من هستم آن عروسِ خیالاتِ دیرپای
من هستم آن زنی که سبک پا نهاده است
بر گور سرد و خامُش لیلیِ بیوفا
- فروغ فرخزاد
