کتاب و چای نَبات
Kanalga Telegram’da o‘tish
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
Ko'proq ko'rsatish2 460
Obunachilar
-424 soatlar
-427 kun
-24530 kun
Postlar arxiv
2 459
لارنس کراوس ، نویسنده پرفروش و فیزیکدان تحسین برانگیز ، نگاهی به این شیفت پارادایم می اندازد که چگونه همه یچیزهایی که وجود دارد در وهله اول به وجود آمده اند.
"جهان از کجا آمده است؟ قبل از آن چه بود؟ آینده چه چیزی را با خود می آورد؟ و بالاخره مهم ترین سوال ، اینکه چرا به جای هیچ ، چیزی هست؟ "
او در این کتاب نشان می دهد نه تنها چیزی می تواند از هیچ ناشی شود بلکه همیشه چیزی از هیچ ، بلکه همیشه چیزی از هیچ پدید می آید. کتاب همراه با یک پیشگفتار جدید درباره اهمیت کشف ذره هیگز است. کتاب گیتی از هیچ از شوخ طبعی خاص کراوس و توضیحات شگفت آور واضح استفاده می کند تا ما را به ابتدای ابتدا بازگرداند و جدیدترین شواهد را درباره ی اینکه چگونه جهان تکامل یافت به ما ارائه دهد. و همین طور اشاره هایی به چگونگی پایان آن.
#گیتی_از_هیچ #جهانی_از_عدم #لارنس_کراوس #علمی #نجوم
2 459
Repost from خونهی روشن.
دیگر نه شاد بودم، نه ناشاد.
این نیز بگذرد.
اما در دوزخ آدمیان آموختم:
فلسفه، اخلاق، صداقت، راستی، همهاش واژههاییاند برای فریب.
آیا کسی هست که تباه نشده باشد؟
اوسامو دازای، نه آدمی
2 459
Repost from خونهی روشن.
من عاشقِ سکوتم؛ عاشقِ کُندی... عاشقِ اون لحظههایی که هیچ اتفاقی نمیافته. عاشق آبیِ آسمون، سیاهیِ شب و صدایِ پایی که تویِ تنهایی میپیچه.عاشقِ دیدنِ گلهاییام که تو بهار، با شکوفههاشون خودشون رو نشون میدن.
قبلاً فکر میکردم این زمینهای ساکت و خالی، بویِ مرگِ نزیسته میدن… اما حالا، انگار یه جورایی حسِ زندگی رو بهم میدن. دلم میخواد خم شم و فقط… فقط به صدایِ تپشِ قلبِ زمین گوش بدم.
2 459
«آنچه انسان را میکشد، همیشه رنج نیست؛ گاهی بیمعنایی است.»
— افسانه سیزیف، آلبر کامو
2 459
«آدمی همیشه چیزی را که میخواهد، به دست نمیآورد؛ گاهی فقط به چیزی دست مییابد که نبودنش را تاب نمیآورد.»بیگانه، آلبر کامو
2 459
📚بریده کتاب
یک بار، در فرصتی که پیش آمد، دادستان فریاد زد: «شما سه میلیون و نیم انسان را کشته اید!» من اجازه ی صحبت گرفتم و گفتم: «معذرت می خواهم، دو میلیون و نیم نفر بیشتر نبوده.» سر و صداهایی از همه جای تالار بلند شد و دادستان فریاد کشید که من باید از این همه وقاحت خجالت بکشم. در حالی که من جز تصحیح یک رقم نادرست، کاری نکرده بودم.#مرگ_کسب_و_کار_من_است #روبر_مرل
2 459
📚بریده کتاب
چه حماقتی! «افرادم رادوست دارم!» این هم از آن احساسات احمقانه شان است. من افرادم را دوست ندارم بلکه مواظبشانم. این دو تا با هم فرق دارند. از آن ها مواظبت می کنم چون افراد سواره نظامند و من هم افسر سواره نظامم و آلمان به سواره نظام احتیاج دارد. همین و بس!#مرگ_کسب_و_کار_من_است #روبر_مرل
2 459
کتاب مرگ کسب و کار من است، رمانی نوشته ی روبر مرل است که نخستین بار در سال 1952 به انتشار رسید. داستان این رمان در سال 1913 و در زمان سیزده سالگی رودولف لانگ آغاز می شود. پدر و مادرش او را به شکلی افراطی تحت تعلیم آموزه های مسیحیت کاتولیک قرار می دهند که به هیچ وجه دلخواه و مطلوب رودولف نیست. پدر رودولف، که شخصیتی بی ثبات است و با پسرش رابطه ای خشک و نه چندان صمیمانه دارد، می خواهد که او یک کشیش شود. اما رودولف لانگ در پانزده سالگی به ارتش می پیوندد و پس از سال ها، به سِمت فرماندهی اردوگاه آشویتس در سال 1943 دست می یابد. آشویتس که در ابتدا اردوگاه کار اجباری است اما پس از مدتی به اردوگاهِ نیستی تبدیل می شود، جایی است که فرآیند آهسته ی ساخت «کارخانه ای برای مرگ» در آن به وقوع می پیوندد. لانگ خیلی سخت کار می کند تا به هدف خود برسد: کشتن هر چه بیشتر دشمنان و خلاص شدن از شر جسدها به بهترین شکل ممکن.
#مرگ_کسب_و_کار_من_است #روبر_مرل #تاریخی
2 459
«ستارهها برای کسانی میدرخشند که در تاریکی راه خود را گم کردهاند.»☆شازده کوچولو — آنتوان دو سنتاگزوپری
2 459
📚بریده کتاب
وظیفه پليس توتالیتر کشف جنایت نیست، بلکه وظیفه اش این است که هرگاه حکومت تصمیم میگیرد که دسته و گروه معینی از جمعیت کشور را دستگیر کند، حاضر به خدمت باشد.#توتالیتاریسم #هانا_آرنت
2 459
📚بریده کتاب
توتالیتاریسم در رأس قدرت، همه استعدادهای ناب را بدون هیچ اعتنایی به هواداری آنها از جنبش از سر کارها برمی دارد و به جای آنها عقل باختگان و بی خردانی را می نشاند که همان بی عقلی و عدم آفرینندگی شان بهترین تضمین وفاداری آن هاست.#توتالیتاریسم #هانا_آرنت
2 459
کتاب توتالیتاریسم، اثری نوشته ی هانا آرنت است که اولین بار در سال 1951 به چاپ رسید. آرنت در این اثر ارزشمند، نهادها و عملکرد جنبش های توتالیتر را مورد بررسی و کاوش قرار می دهد و بر دو نمونه ی شاخص از دولت های تمامیت خواه در دوران معاصر تمرکز می کند: آلمان نازی و روسیه ی استالینیست. آرنت با ذکاوتی مثال زدنی و به شکلی مستدل بیان می کند که این دو حکومت، دو روی یک سکه بودند و نه فلسفه هایی در مقابل یکدیگر. او با اتکا به این نگرش، تبدیل طبقه های مختلف اجتماعی به توده ها، نقش پروپاگاندا در رویارویی با جهان غیرتمامیت خواه، استفاده از ترس و تروریسم، و انزوا و طردشدگی را به عنوان پیش نیازهای شکل گیری حکومت های تمامیت طلب معرفی می کند.
#توتالیتاریسم #هانا_آرنت #تاریخی #سیاسی
