ᅠ ᅠ雷洛ᅠ
Kanalga Telegram’da o‘tish
ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠ𝖨𝖼𝗈𝗇𝗌 𝗈𝖿 𝗀𝗅𝗂𝗍𝗍𝖾𝗋 𝖺𝗇𝖽 𝖽𝗎𝗌𝗍 𝗀𝗈𝖽𝗌ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠ𝗆𝖺𝖽𝖾 𝗈𝖿 𝗇𝗈𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖻𝗎𝗍 𝖾𝖼𝗁𝗈𝖾𝗌ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠᅠ ﹙kimThv7bot.t.me﹚⚓️ᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠ
Ko'proq ko'rsatishEron146 960Toif belgilanmagan
214
Obunachilar
-124 soatlar
-317 kun
-5630 kun
Postlar arxiv
Repost from 🆕 s̴hiᥒᥱkᦅ : پڪ شینیو
hübsch 🫙's no debate
in front of #shinyu ִֶָ page 023
Repost from 🆕 s̴hiᥒᥱkᦅ : پڪ شینیو
hübsch 🐰's no debate
in front of #shinyu ִֶָ page 022
Repost from N/a
شب، تنها زمانیست که دنیا از هیاهوی خودش دست میکشد و آدم، ناچار میشود روبهروی حقیقتِ خودش بنشیند. در تاریکیِ شب، هیچ نقابی دوام نمیآورد؛ نه لبخندهای ساختگی، نه ادعاهای بزرگ، نه دلخوشیهای موقتی. فقط تو میمانی و آنچه واقعاً درونت زندگی میکند. سالها بعد، هیچکس از تو نمیپرسد چند نفر دوستت داشتند، چند نفر تشویقت کردند یا چند نفر اسمت را به زبان آوردند. دنیا فقط از تو میپرسد وقتی زندگی سخت شد، چه کسی بودی؟ آیا با وجود زخمها، انسان ماندی؟ آیا با وجود خیانتها، شرافتت را حفظ کردی؟ آیا وقتی هیچکس دستت را نگرفت، باز هم توانستی روی پاهای خودت بایستی؟ بعضی آدمها میآیند تا ماندن را یادت بدهند و بعضی دیگر میآیند تا رفتن را. از هیچکدام دلگیر نباش. هر مسافری، حتی اگر ردّی از درد به جا بگذارد، چیزی برای آموختن با خود دارد. زندگی، کلاس درسی نیست که معلمش فقط با مهربانی آموزش بدهد؛ گاهی تلخترین اتفاقها، عمیقترین درسها را در دل خود پنهان کردهاند. یادت باشد... ارزش یک درخت را در روزهای بهار نمیسنجند؛ در زمستان است که معلوم میشود ریشههایش تا کجا دوام آوردهاند. انسان هم همین است. روزهای خوب، از همه آدمهای محکمی میسازند؛ اما روزهای سخت، حقیقتِ هر کسی را آشکار میکنند. دنبال این نباش که همه دوستت داشته باشند. گل، برای همه عطر نمیدهد و ماه، برای همه زیبا نیست. آنقدر خودت باش که اگر روزی همه از کنارت رفتند، هنوز بتوانی با وجدانت همصحبت شوی و از دیدنِ خودت شرمنده نباشی. شب، همیشه یادآوری میکند که تاریکی، پایان راه نیست. هیچ شبی آنقدر بلند نبوده که صبح را شکست دهد. اگر امروز چیزی را از دست دادهای، شاید زندگی فقط میخواسته دستانت را خالی کند تا فردا، چیز ارزشمندتری را در آن بگذارد. پس آرام قدم بردار؛ نه از دیر رسیدن بترس و نه از تنها ماندن. آنکه مقصد را میشناسد، از طولانی بودن راه هراسی ندارد. زمان، بهترین قاضی دنیاست؛ بیصدا قضاوت میکند، بیهیاهو حق را به جای خودش میرساند، و در پایان، هرکس را کنار نتیجهی انتخابهای خودش مینشاند .
Repost from N/a
در فکره به او اسیره خلاء شدهام؛به نجوای آنچه در سایهساره غم به تنِ کاغذ انداخته، اکنون در بند این سطر ها به صیدِ "هیچ" رسیده ام... تکیه بر تازیانۀ این دلتنگیها در شب ، در روز ، در غربتِ فاتحِ امروز.. در ضیافتِ سایهای جان گرفته که به تکراره این اندوه عادت کردهام... آنگاه دردی به رول سیگار پیچیده تا غروبِ آن لحظهای که در شکستن قول ها هیچ مرزی ندیده.. در این حریمِ ماتم زده دچاره خنده ای کریح شده بودم.. قراره ما چه بود؟! به دیباچۀ عطای نفرتش قسم که هر آنچه نباید فروپاشید و آن یادگاری ها ،حتی به آن بوسه که رحمی ندیده گویی هرشب به دنبال شِبح عشقی در نگاهِ این خاکستری ام... به او که مینگرم هیچ نمیبینم و او زیبایی.. هیچ نمیفهمم و او شیدایی.. هیچ نمیدانم و او دیوانۀ طیفی معطر به رنگه..... درد ما چه بود؟! جز آنکه جان بود و میزبانِ همیشگیِ غمِ لایَزالِ چَشمانم که گویای همهچیز بود... از جنس سُربی یخزده که دستانش چون حریره خون بر گرمای روحم پیچید و در پایانِ راه در حال مرگم بود.. سهمِ ما چه؟! عشقِ بیریایی که ریخته در جامِ سراب ،مبدل به تندیسی سرد از تمامِ آن چیزهایی که روزگاری هر دو از آنها بیزار بودیم.. انسانی آلوده به تعفنِ غرور، به زیر خروارها نقابِ فریب و دروغ.. در برابر منی که منم؛ اولین بازنشستۀ غم ، در آخرین بهائی که بابت عشق میپردازم...
Repost from ᷒ Ⴚ𝗅︎𝗈𝗋í𝗌𝖾.
+1
ㅤ🤩ㅤ𝓢𝒉𝒆 𝔀𝒆𝒂𝒓𝒔 𝔂𝒆𝒍𝒍𝒐𝒘 ㅤㅤㅤㅤㅤ
ㅤㅤㅤ ㅤ🤩ㅤ𝔀𝒆𝒂𝒓𝒔 𝓲𝒕𝒔 𝓵𝒊𝒈𝒉𝒕
ㅤㅤㅤㅤ 🤩 "𝓮𝒇𝒇𝒐𝒓𝒕𝒍𝒆𝒔𝒔𝒍 𝓻𝒂𝒅𝒊𝒂𝒏𝒕"
