uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

یاس بنفش

یاس بنفش

Kanalga Telegram’da o‘tish

گذشتن و رفتن پیوسته به سمت ِ امید، آرزو، شور و شوق، ذوق و کمی زندگی.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
268
Obunachilar
-224 soatlar
-27 kun
-230 kun
Postlar arxiv
4_6012699011738256701.mp38.55 MB

خدایا میشه لطفا این زندگی مسخره رو تمومش کنیم؟

خدایا تو تنهایی باهات حرف میزنم که اهمیت نمیدی، بذار اینجا بگم.

در نهایت می‌رسه به همونا، ولی کاش جوری برم که بتونم یه چمدون کتاب ببرم با خودم.

دلم میخواست یک بار درست پیش بره تا فقط یک بار هم که شده تجربه‌اش کنم.

کاش فقط یک بار درست پیش می‌رفتی.

چرا نباید هیچوقت درست پیش بره؟

من خیلی بهش فکر کردم و گفتم بسته بندی‌شون می‌کنم و میدم‌شون به آدم مورد علاقه‌ام.

ویچز، من خواهرم برای تولدم یه پافر سفید سفارش داده بود که به طرز عجیبی به من بزرگه، این پافر هنوز مارکش بهشه، دیشب فقط در حدی که بپوشم ببینم بهم نمی‌خوره باز شده بسته بندیش. اندازه و عکس می‌ذارم لطفا اگه کسی می‌خواد بگه. پایین پافر با زیپ بسته و بدون گت شدن: ۶۵ از این سر شونه تا اون سرشونه: ۴۸ هر سر شونه: ۱۳ اندازه حلقه آستین: ۲۴ قد پافر: ۶۱ روی مارکش زده مدیوم، پایینش گت داره و به نظرم گرمای خوبی داره. جنسشم خوبه قابل قبوله. ما خریدیم: ۲۸۰۰

۲۵ دقیقه‌ی دیگه تابستون تموم میشه، کاش منم.

این پاییز از هر پاییزی که قبلا گذروندیم، غمگین‌تره.

این اولین پاییزیه که شما نیستید.

باز هم خوبه توی این زندگی طاقت‌فرسا و غیرقابل تحمل، دوستامون هستن.

پیام آخر پرایوت شیر خورده و فکر کنم چند نفر دیگه هم قراره دوستشون رو ببینن و امید به زندگی بگیرن.

بعد مهم‌تر از همه‌ی اینا دوستم رو خیلی وقته ندیدم و در چند روز آینده میخوام ببینمش. اون روز این منفی ۲۷ درصدم تبدیل به مثبت ۲۷ درصد میشه و تا چند روز میتونید ازم غر نشنوید.

تازه فصل ۴ Ted lasso هم هنوز پخشش تموم نشده.

البته اینکه مطمئن نیستم اون دنیا میتونم Young Sheldon, Shrinking, Modern family, Seinfeld, The Odyssey, Shameless و Gilmore girls رو ببینم یا نه هم در این ادامه دادن بی‌تاثیر نیست.

با امید به زندگیِ منفی ۲۷ درصد دارم ادامه میدم و نمیدونم آیا میشه روزی برسه که این اتفاقات بیفته یا نه، ولی رویاپردازی راجب‌شون باعث میشه دلم بخواد حتی با این میزان امید به زندگی همچنان ادامه بدم.

نویسنده‌ی مورد علاقه‌ی کسی بودن رو هم خیلی دوست دارم. یه روز بالاخره نویسندگی رو شروع می‌کنم و کتابم رو که چاپ کردم میام اینجا بهتون میگم. یه روزی که امیدوارم خیلی دور نباشه.

دلم میخواست انتشارات مخصوص خودم رو داشته باشم. کتاب چاپ کنم، برای جلد‌ها، طراحی صفحه‌هات، مدل چاپ و فروشش برنامه‌ریزی کنم، یه کاری داشته باشم که با کتاب‌ها روزم بگذره و هر‌جا راه میرم بوی کتاب‌ها رو بشنوم.