uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

دومآن.

دومآن.

Kanalga Telegram’da o‘tish

داروساز/ از من، رو به هرکسی که می‌خواند.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
264
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-2330 kun
Postlar arxiv
دلم می‌خواست چیز محکمی به او بگویم که بداند چقدر دوستش دارم... گفتم: تو مسیح منی. _سمفونی مردگان / عباس معروفی

_چشمانم کجاست؟ +وقتی روحت را شناختم، چشمانت را نقاشی خواهم کرد.
_چشمانم کجاست؟ +وقتی روحت را شناختم، چشمانت را نقاشی خواهم کرد.

آزاد بود؛ به همان اندازه که زنجیرهایش اجازه می‌دادند.

آخه تو اونجا چیکار میکنی بچه🫠
آخه تو اونجا چیکار میکنی بچه🫠

هر روز چیزی را از دست می‌دهیم؛ بی‌آنکه حتی متوجه فقدانش شویم.

_سمفونی مردگان / عباس معروفی
_سمفونی مردگان / عباس معروفی

The journey never ends.

میتواند ساعت ها، روز ها و حتی ماه ها سخن نگوید. بعضی روزها صدای خود را فراموش میکند و از تارهای صوتی خود برای گوش‌ کردن به صدایش استفاده میکند. آنقدر در ذهنش حرفهایش را تکرار کرده است که نمیتواند تشخیص دهد کدام حرف را به زبان آورده و کدام یک را نیاورده است. نمیتواند واقعیت و خیال را از هم تفکیک کند. فاصله... تنها چاره برای بهبود روح و روانش. میگفتند زمان همه چیز را حل میکند. اما فاصله رقیبی سخت برای زمان است. فاصله انسان را دوست داشتنی‌تر و محترم میکند. یک قدم از هر چیزی ک به آن نزدیک هستید، فاصله بگیرید.

منی که اسبم را این چنین چهار نعل می‌تازم، آیا می‌خواهم برسم یا فرار می‌کنم؟

هر خوشی ای در دلش احساس میکرد، از درون ترس و عذابی جانش را میگرفت. به گونه‌ای بزرگ شده بود، که فکر میکرد وقتی خوشحال است، به کسی چیزی بدهکار است. انگار که اجازه نداشت اندکی برای خود و در حال خود باشد. اگر تنهایی به زندگی خود می‌پرداخت و لذت می‌برد، از آن‌ها چیزی جز اخم و تخم نصیبش نمی‌شد. کسی او را دوست نمی‌داشت. گله‌ای از این بابت هم نداشت. تنها چیزی ک آزارش می‌داد این بود که "او را فقط زمانی دوست داشتند که شبیه به چیزی باشد که آنها می‌خواهند."

_سمفونی مردگان / عباس معروفی
_سمفونی مردگان / عباس معروفی

مدرک دانشگاهی، تضمینِ شرافت نیست و جایگاه علمی، نمی‌تواند فقرِ اخلاق را پنهان کند.

هیچ فریادی بلندتر از سکوت بازماندگان نیست.

Sana doyamadım ben.

هر جامعه‌ای که حقیقت را قربانی ترس و شایعه کند، نوعی جامعه آدم‌خوار است.
هر جامعه‌ای که حقیقت را قربانی ترس و شایعه کند، نوعی جامعه آدم‌خوار است.

_اعترافات در ساعت ۷:۴۵ / لیزا انگر
_اعترافات در ساعت ۷:۴۵ / لیزا انگر

غرق شدن او در اندک علایق باقی مانده‌اش نه از روی تفریح؛ بلکه آخرین راه نجات او از رنج حیات بود.

انگار کسی غم را ترجمه کرده باشد به زبان نت‌ ها.

_تنگنا / لئانید آندره‌یف
_تنگنا / لئانید آندره‌یف

🌊🩵
🌊🩵