ماهلین؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
سبزِ غمگین " https://t.me/BitChatsBot?start=sec-giggggifjf
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 020
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
Ma'lumot yo'q30 kunlar
Postlar arxiv
1 020
خستهکنندهتر از خود رنج، تکرار بیپایان آن است؛ اینکه هر بار خیال میکنی زندگی قرار است بالاخره رنگ آرامش ببیند، روزگار صفحهای تازه از بیثباتی را پیش رویت باز میکند. و آدم، آرامآرام، نه از زندگی؛ از نداشتن فرصت زندگی کردن خسته میشود.
1 020
سالهاست زندگیمان را نه بر پایهی امید، که بر مدار شاید میگذرانیم. شاید فردا بهتر شود، شاید این آخرین بحران باشد، شاید این بار بتوان برای آینده برنامهای ریخت. اما هر بار که میخواهیم به فردا دل ببندیم، فردا از ما دورتر میشود.
1 020
But when I close my eyes You're standing there in front of me When I close my eyes It's almost like it used to be Then I realize you're just a ghost Maybe at most, a fragment of my mind.
1 020
در واقع؛
هیچکس نمیخواد بمیره،
یا مردن حتی براش ساده نیست،
اون فقط از زندگی خودش خسته شده،
یه زندگی دیگه میخواد.
