ྀ⃝ ๋ྀ 𝙎𝐞𝐥𝐞𝐧𝐨𝐩𝐡𝐢𝐥𝐞
Kanalga Telegram’da o‘tish
**•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚*
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
266
Obunachilar
-324 soatlar
+337 kunlar
+10230 kunlar
Postlar arxiv
Repost from 𝚰𝚺𝚱𝚪𝚨.
ㅤㅤ𝟦𝟩 𝕾econd.
وضعـیت پـرونده: مـختـومه. طبقـه بنـدی: قـتل تـاریخ ثبـت: 18 سپـتامبر 1990 مـحل حادثـه: آپـارتمان قـدیمی ناکتـیس - دگـو.بـعضی خـشم ها هـیچ وقـت خـاموش نـمیشن, فـقط مـنتظر مـیمونن تـا زمـان انتـقامشون بـرسه.
Repost from N/a
شاید تلخترین قسمت رفتنش همین بود؛
اینکه فرمانده نمیتونست حتی ازش متنفر باشه.
چون اون فقط چیزی رو خواسته بود که فرمانده نمیتونست بهش بده. نه کم گذاشته بود، نه دروغ گفته بود؛ فقط نتونسته بود تغییر کنه. و حالا هر بار که بارون میگرفت، فرمانده یادش میافتاد که بعضی آدمها رو نمیشه با «دوستت دارم» نگه داشت. گاهی آدم، یکی رو با تمام وجودش میخواد؛ و باز هم، برای موندنش کافی نیست.
