uz
Feedback
𝖢𝗁𝖾𝗈𝗅 𝖬𝗈𝗍𝖾𝗅(fic)🏳️‍🌈

𝖢𝗁𝖾𝗈𝗅 𝖬𝗈𝗍𝖾𝗅(fic)🏳️‍🌈

Kanalga Telegram’da o‘tish

سلام سلام ورود افراد متعصب به اینجا ممنوع ددی الفا https://t.me/XBCHATBot?start=sec-ifbcgcgdi @cherrycheoli_bot spring http://t.me/BluChtBot?start=6ea7ab05bbd4ae8d8f45 عسل

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
223
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kun
+930 kun
Postlar arxiv
دختر عمه من در صورتی اوکی شده بود بمونه تو مدرسه ک من همیشه ور دلش باشم....

کم کم که اوکی شدم با موندن تو مدرسه از یه چیزی که خیلی می‌ترسیدم این بود که تعطیل بشیم و دیر بیان دنبالم سکته میکردم واقعا... یه فیلمی بود اوای باران...هی میترسیدم مثل باران بشم...

https://t.me/motlchol/24452 منممم کلاس اولم انقدر گریه میکردم به مامانم میگفتن بشین تو حیاط 😂 بعد هی اجازه میگرفتم برم دستشویی ببینم مامانم هست یا نه

وا چرا باید گریه کنید

ولی من خودم هیچ وقت گریه نکردم

خیلی عرعروک بودم

زنگ تفریح می‌خورد سر می‌آوردم بالا دم در کلاسم بود منو می‌گرفت میرفتیم تو حیاط عمم باید گوشه حیاط نشسته بود اگه نبود انقدر گریه میکرد تا بیاد

بعد عادت کرده بودم اونجا میخواستم برم هم عر میزدم نمی‌رفتم

روزای اول انقدر عر میزدم که مامانم میومد همش میموند

هیچ کس به اندازه دختر عمه من نبود

من لوس نبودم من خل بودم

بهش بگین خودش زیادی لوس بوده

من روز اول مهدکودکم چنان عری زدم

این چرا گریه نکردن ؟

ای خدا بامزه ها

چقدر کوتولن😭😭😭💘💘💘💘💘💘