𝖢𝗁𝖾𝗈𝗅 𝖬𝗈𝗍𝖾𝗅(fic)🏳️🌈
Відкрити в Telegram
سلام سلام ورود افراد متعصب به اینجا ممنوع ددی الفا https://t.me/XBCHATBot?start=sec-ifbcgcgdi @cherrycheoli_bot spring http://t.me/BluChtBot?start=6ea7ab05bbd4ae8d8f45 عسل
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
223
Підписники
+124 години
+27 днів
+930 днів
Архів дописів
کم کم که اوکی شدم با موندن تو مدرسه
از یه چیزی که خیلی میترسیدم این بود که تعطیل بشیم و دیر بیان دنبالم
سکته میکردم واقعا...
یه فیلمی بود اوای باران...هی میترسیدم مثل باران بشم...
https://t.me/motlchol/24452
منممم
کلاس اولم انقدر گریه میکردم به مامانم میگفتن بشین تو حیاط 😂
بعد هی اجازه میگرفتم برم دستشویی ببینم مامانم هست یا نه
زنگ تفریح میخورد سر میآوردم بالا دم در کلاسم بود منو میگرفت میرفتیم تو حیاط عمم باید گوشه حیاط نشسته بود اگه نبود انقدر گریه میکرد تا بیاد
