uz
Feedback
مَه‌خوربانو‟

مَه‌خوربانو‟

Kanalga Telegram’da o‘tish

🔴 واپسین ستارهٔ خاندان | به‌زودی 🔴 نویسندهٔ «واپسین ستارهٔ خاندان» «آواز زِره‌ها و زُلف‌ها» | «منظومهٔ مِهر و مَه» «خورشیدِ درون، مهتاب بر کمان» 🌞🌙🏹 ارتباط: @mahkhorbanoobot راحت تریم اینجا: https://t.me/+Fxk1tMnH0WQxNmM0

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
264
Obunachilar
-224 soatlar
-1067 kun
+2230 kun
Postlar arxiv
و اما، چهل روز از نبودشان گذشته است؛ چهل روز است که هر نسیم این خاک کهن را درنوردیده و صدای شیون‌ها و فغان‌ها را با خود می‌آورد، صدای جان‌هایی که در راه آزادی و عدالت فدا شدند. چهل روز است که ایران، دل در سوگ نهاده، سنگینی فقدان مردان و زنانی را بر دوش می‌کشد که با شجاعت و جوانمردی، در برابر ظلم ایستادند، و بی‌رحمانه، ناجوانمردانه، از میان ما پر کشیدند. این چهل روز، چهل روز اشک و آه، چهل روز یاد و احترام، چهل روزی است که هر کوه و دشت و رود و خیابان این سرزمین با اندوه آنان می‌لرزد؛ چهل روز است که نامشان در قلب‌ها حک شده و صدای فداکاری‌شان در گوش تاریخ طنین‌انداز است. و ما، بازماندگان این خاک، با سر افراشته و چشمانی پر از غم، عهد می‌بندیم که راهشان را ادامه دهیم، راه عدالت، آزادی و شرف؛ راهی که آنان با خون و جان خویش روشن کردند.

4_5881996924923418834.m4a4.74 MB

2_5447280401309508186.mp311.87 MB

وَطَن … 🥀🖤

بنگر چه جان های گرامی رفتند از دست

-2147483648_-210152.webp2.16 KB

2_5294241301984721678.mp36.45 MB

آهوان گم شدند در شب دشت آه از آن رفتگان بی‌برگشت...

🖤🥀

گریستن و گریستن که شاید این غم خجل شود...

⤹🖤

جهان سنگدل‌تر و خدا ساکت‌تر از آن بود که انتظارش را داشتیم!

🥀🕊

Repost from نـپتون‌ن
آنجا که انسانی از جمع کنار می‌نشیند و در خویش حصاری از «خودبسندگی» می‌کشد، فلسفه نه دستش را می‌گیرد و نه به او قدرتی می‌بخشد؛ بلکه همچون افیونی سرد و جرح‌گر، او را از جهان بیش از پیش گسست می‌دهد. فلسفه—اگر به‌جای ریشه دواندن در زندگی، در انتزاع لانه افکند—انسان را در پوسته‌ای سخت از تأملی بی‌ثمر محبوس می‌کند؛ و همین حبس، همین انزوا، خود به‌تدریج به نیرویی ویران‌گر بدل می‌شود. «فلسفهٔ راستین» باید از زندگی نیرو بگیرد، نه از گریز از آن. اما هنگامی که انسانِ ضعیف، انسانِ کناره‌گیر، به فلسفه پناه می‌برد، فلسفه همچون بیماری‌ای همزاد درمی‌آید که ضعف او را تشدید می‌کند. به تعبیر ژرفی، فلسفه در چنین وضعی «در موضع راستین خود نیست» و خطری مراگ‌آور دارد: نه چون اصابتی واضح، بلکه چون خلوتی که می‌پوساند. فلسفه، اگر از عصاهٔ زندگی جدا شود، نه راه نجات که راه تباهی‌ست؛ نه نیروی بیداری، که نیروی انزوا؛ و ناتوان را—به دستِ خِرَد—آهسته به قعرِ نیستی می‌کشاند. ن‌ن۱۸۴۶ Nptonn

بی پناه اما مقتدر..

Masood Bakhtiyari Chi Cheshme 128 .mp38.03 MB

🌞𖧧

Hola mis amor